تبليغاتX
:: بهترين وبلاگ فارسي ايرانيان ::

       

بهترين وبلاگ فارسي ايرانيان

 

                 welcom to mohsen sarafraz weblog  

درباره وبلاگ

  به خدا قسم..
قسم به نان ونمك..
به شرم تو....
به چشمهاي قشنگ تو ...
اندازه هرچه دل تنهاييم بخواهد...
با همه وجود...
وبا هرچه عشق...
و عشق
ای ماهرخ زیبای من...
دوستت دارم..
آرشيو موضوعات
لينك دوستان محترم

همه نمونه آموزش برنامه نويسي و کامپيوتر عکس ايراني وخارجي
Haparoot (هپروت)
موبایل و کامپیوتر
๑۩۞۩๑سرگرمی.فشن.دیدنیها
بهترین عکس های روز
پسران حرفه ای - مرکز دانلود
بزرگترين سايت تفريحي ايرانيان
دانلود سرا
دنیای مجازی
پادشاه دانلود ایران
۩۞۩ بيا تو كف ۩۞۩
گروه شيرازيا(عكسهاي ديدني،خبرهاي داغ)
فقط جوکهای باحال---میثم
کلبه عشق،خداوند عشق را آفرید
فرشته ماه بهترین سایت ایرانی
همراز... مشاوره اینترنتی
جدید ترین اس ام اس ها و جوک ها
سفير عشق..آقا پويا
از سنگ آسمانی تا ضرب المثل ایرانی
شب شکوه ...مریم خانوم
دوست داشتن عاشقانه...غزل
داستان های شیرین...مینا خانوم
کد موزیک وبلاگ وکدهای جاوا
SMS های خفن...کلیک کن
دوست یابی در غربت ...ساسان
تو باید این ( هستی ) را لمس کنی
تا بی نهایت..لی لی
به نام خالق یکتا..حمیدو شیرین
۩۞۩ و خداوند عشق راآفرید
*زندگی،عشق و دیگر هیچ*..اركيده
بابا ما دیگه کی هستیم؟!
تنهاترین....مریم .....غریب آشنا
اگه بیای تو دیگه برنمیگردی!!!
زندگی زیبا (Mr.ZZ)
دل نوشته های یک کودک خیابانی
توقف ممنوع....311علی
این سه خواهر.....وبلاگی متنوع
جدیدترین اهنگهای ایرانی و خارجی
"تنهایی که حالا کلی دوست خوب داره ..سایه
بهار دلتنگی.............بهانه
۩۞۩ .:: ترفند خانه ::. ۩۞۩
بچه پررو
ملینا.......عشق یعنی انتظار
انواعebookدرمورد كامپيوتر
خاطرات فرید
وبلاگ تخصصي بازي هاي رايانه اي کدهای تقلب اخبار و تحليل بازي ها
"بهترین سایت تفریحی ایرانیان"
"روانشناسی و مشاوره"

سايت تخصصي موبايل
آرشيو پيوند هاي روزانه

پيوند هاي ويژه ي وبلاگ
پشتيبانان

تغییر قالب وبلاگ

کاربران و دوستان عزیز همان طور که مستحضر هستید قالب وبلاگ تغییر کرده واینجانب به خاطر پاره ای از مشکلات ناچار به تغییر قالب وبلاگ شدم......لذا لازم می دونم چند نکته را به عرض شما عزیزان برسانم...قسمت معرفی وبلاگ،پيوندهاي روزانه،آرشيو مطالب(نوشته هاي پيشين)،خلاصه آمار سايت،عضويت در وبلاگ ،لينك باكس،و همچنين قسمت نظر سنجي وبلاگ همگي در پايين صفحه قابل مشاهده مي باشد.

حال از همه شما دوستان عزيز خواهشمندم نظرات خودتان رانسبت به قالب جديد از بنده حقير دريغ نفرماييد.....با تشكر(محسن سرافراز)

لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 24 مهر1386ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

تبریک ها بر شما باد

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
سلام به شما دوستای روزه دار، باز فرصتی شد که یک عید دیگه، عید رهایی از هواهای نفسانی، عید اخلاص و بندگی رو به شما عزیزان تبریک بگم.
 
فرارسیدن عید سعید فطر را به همه شما هموطنان روزه دار تبریک میگویم..
 
عید فطر بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد
نماز روزه هاتون قبول حق...انشاءالله
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه 21 مهر1386ساعت 5:29 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

سخنان بزرگان

"آرزوهای ویکتور هوگو"
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد
و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد
و پس از تناییت، نفرت از کسی نیابی
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد
بدانی چگونه به دور از نا امیدی زندگی کنی.
 
برایت همچنان آرزو دارم که دوستانی داشته باشی
از جمله دوستان بد و ناپایدار
برخی نادوست، و برخی دوستدار
مه دسته کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
 
و چون زندگی بدین گونه است
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد
که دستکم، یکی از آنها اعتراضش به حق باشد
تا که زیاده به خودت غره نشوی.
 
و نیز آرزومندم مفید باشی، نه خیلی غیر ضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سر پا نگه دارد.
 
همچنین، برایت آرزومندم که صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند
چون این کار ساده ای است
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیری می کنند
و با کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
 
و امیدوارم اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمایی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم نا امیدی نشوی
چرا که هر سنی، خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
 
امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک سهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد
چرا که به این طریق
به رایگان احساس زیبایی خواهی یافت.
 
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند که خرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
 
بعلاوه، آرزومندم که پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه، سالی یکبار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی: این مال من است؟
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است.
 
و در پایان، اگر مردی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه 21 مهر1386ساعت 4:52 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

سخنان بزرگان

 کسی که عقل را بر احساساتش غلبه دهد، قوی ترین انسان روی زمین است.(امام علی علیه السلام)

2) راه نفوذ در دیگران، دانستن آرزوهایشان است.(ویل کارنگی)
 
3) اگر آینه نبود، همیشه خود را جوان می دانستم.  (پیکاسو)
 
۴) افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند.(محمد حجازی)
 
5) گروهی از ما، آنچنان حواسمان به چیزهایی که نداریم معطوف است که دیگر نمی توانیم از آنچه داریم لذت ببریم.(جودی تاتل مام)
 
6) من همه چیزم را به گرسنگی و مشقت های ایام جوانی مدیونم.(ناپلئون بناپارت)
 
۷) اتلاف وقت، گران بهاترین خرج هاست.(بالزاک)
 
۸) احتیاط، تنها برای پیران نیست، جوانانی که احتیاط نکنند بدانند که هرگز به پیری نخواهند رسید.(باخ)
 
۹) ازدواج، تنها زنجیری است که همگان به رضا و و رغبت آن را به دست و پای خود می بندند(موریاک)
 
۱۰) انتخاب همسفر درست، مهم ترین گام در تضمین شادی و سرور سفر است.(آندیان اندرسون)
 
"دوستتون دارم با صدای آهسته"
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه 21 مهر1386ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

تبادل لینک

این وبلاگ آماده است با تمام سایتها و وبلاگهای اخلاقی تبادل لینک کند.لذا اگر مایل بودید کافی است از طریق نظرات به این جانب اطلاع بدهید.
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه 21 مهر1386ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

حرف دل

لحظه دیدار

خانه ای تنهاست ..چشم  من   اما

 

آشنا  با گوشه  های  خانه محزون

 

آینه در کنج دیواری...

 

در صدای  بیصدائی ها

 

قصه گویداز جدائی ها

 

صندلی ها تکیه بر میز کنار خویش

 

خسته اند از انتظاری گنگ

 

بس اسیر حسرت یک جنبش کوتاه

 

ساکت و خاموش

....

 

پرده های پر غبار اما...

 

آرزومند  صفای  نور    خورشیدند

 

وه چه غمگینند

....

ساعتی..در تیک تاک غصه دار خویش

 

آن دل بی تاب عاشــــق را

 

آ ن نگاه  شاد   و خندان  را

 

بر تن آن عقربکهای خوش دیروز میــــجوید

....

 

لیک این صبح خوش امـــروز

 

پیک شادی را  هنوز ،اندر پس یک راز

 

بر تن این پرده های شیشهء خاکی

 

از نگاه خانهء محزون

 

فرو بسته ست!!!

 

عقربکها نیز

 

بی خبر از معنی شادان خود هستند

 

تیک تاک لحظه ء دیدار

 

می گشایم پرده را ارام

 

گوئیا اینک نگاه خانهء محزون

 

با شگفتی سخت ...

 

حیران است

...

وه که این خانه بسی در هم   پریشان است

 

آه ای تک خانه ء محزون...با سرشک چشم

 

میشویم غبار از شیشه ء   غمناک

 

پاک میسازم تن افسره ات از خاک

 

میزدایم غصه را از این نگاه خاکی غمناک

 

صندلی ها جابجا گردید

 

از تب حسرت رها گردید

 

آه ای گلدان خالی پر کنم امروز

 

با گل سرخ و به صد گلبرگ

 

گل عروسی لابلای آن

 

میخک سرخی میان آن

 

نرگسی یاسی...با شکوفه های گیلاسی

 

....

 

در تو میریزم خنک آبی ...

 

بعد از آن گویا تو سیرابی

....

آب وجارو میکنم آنگه حیاطم را

 

آه اینک خانه ام زیبا و خندان است

 

وه چه شادان است

 

یار من آخر در این تک خانه مهمان است

 

آه ای زنگ در خانه...بیصدائی ها دگر مردند

 

بسکه هر دم  سینه و قلب من آزردند

 

بیصدا بودند لبهای شکایت نیز

...

 

در خموشی های اندوهی!

 

اینک اما لحظه دیدار و گفتار است

 

آه امـــد

 

این صدای پای او از پشت دیوار است

 

زنگ در ...

 

آری صدای زنگ در آمد

 

میدوم من با شتابی تنــد

 

التهاب لحظه دیدار

 

باز شد این درب سنگین ...بار دیگر باز

 

زندگانی بار دیگر در دل این خانه شد آغاز

 

او در آمد با کلام ساده لبخند

 

با سلامی پاک

 

آمـــــدی؟؟؟؟  مـــن منتــظر بـــودم

 

خانه هم در انتظارت بود

....

خوش درآ  محبوب من   کاینجا

 

در تب دیدار تو عمریست میسوزد

 

دیرگاهی این دل و این خانه خالی

 

روز و شب در اتنظاری تلخ

 

دیدهء غمگین بدر دوزد

 

خوب بنگر خانه بی تاب است

 

چون دل من در هراسی تلخ میسوزد

 

تا مبادا  "اینــــهمه" رویا و در خواب است؟!

 

بعد از این اما...بعد از این اما

 

بی تو هرگز سر نخواهم کرد

 

بی تو هرگز سر نخواهم کرد

لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 17 مهر1386ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

خنده بازار

تبلیغات چیپس، دیگه اینجوریشو ندیده بودیم.....

من يه چيزيرو موندم..اونم اينه ميرم تو يه سري وبلاگها خداوكيلي اصلا مطلب خاصي هم ننوشتندا اما ۴۵ يا ۵۰تا نظر دارن....مثلا يكي اومده داره دردودلشو مينويسه بعد يه دفعه مي بيني ۴۰.۵۰تا نظر ميدند ..خداييش اگه كسي ميدونه راه حلش چيه به ما هم بگه...جاي دوري نميره....

لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه 16 مهر1386ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

سخن دل

دراین پاییز
ای دل

از برگباری موحش در باد مَهراس

این که
پاییز، پاییز است

برگ، برگ و
باد، باد

این که

پاییز ، همان مرگ است

برگ ، تویی و
باد ، عابری همیشه است

نه ، مَهراس
!
وقتی که برگباری مُوحِش

بر شانه هایت می بارد

بگذَر
از کوچه یی پاییز زده
در جادویش ، زیبا ، مرموز ...

پـاییـــز

 

ای فصل برگ ریز

 

ای آنكه بر جنازه ی گلهای باغ ما

 

جز گریه ، هیچ كار دیگر نمی كنی !

 

با آنكه غیر مرگ ...

 

كه سرنوشت مشترك برگهاست !

 

بر ساكنان باغ مقرر نمی كنی .

 

گویم اگر كه دوست تَرت دارم از بهار

 

باور نمی كنی ..!

وقتي که رفت‌، همه ي رنگها، کنار دريچه ي قلبم مُردند و فقط رنگ رفتنش ماند...

وقتي که ديگر نبود، همه ي اطلسي هاي باغچه پژمردند...

وقتي که رفت آسمان ديگر آبي نبود و خـــــدا چتر خاکستري اش را بر سر چنار پير گرفت و چشمانش را بست...

از وقتي که رفت هيچ باران نباريد...

همه ي چلچله ها افسردند و داوودي ها با همه ي زرديشان، مرگ را فرياد زدند...

از وقتي که ديگر نيست، گل مريم گلدان کنار پنجره مرا به ياد هيچ عزيزي نمي اندازد...

از وقتي که رفت خانه چه غريب مانده ست....

چراغهاي خانه همگي خاموشند و پنجره ها رو به خاکستان بازند...

ميان تو و من هزاران فاصله است
تو مي داني چرا نگاهت نكردم؟
تو مي داني چرا دست هايم مي لرزيد؟
تو مي داني چرا پاهايم ياراي ايستادن نداشت؟
تو مي داني چرا رفتنت را فرياد كردم؟
نه ندانستي
و با اولين فاصله دور شدي
حرير دلم نازك شد
نگاهم كم سو شد
و دست هايم از لرزش افتاد
 تو ندانستي
تو ندانستي
بار ديگر نگاه پريشانم
برگشت خسته به سوي تو

سفر داستان سختي بود

منتظر نظرات و پیشنهادات شما دوستان عزیز هستم

لينک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه 15 مهر1386ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

پزشکی و سلامت

امروز میخوام برای شما عزیزان چند مطلب پزشکی تو وبلاگم قرار بدم که امیدوام خوشتون بیاد.

 استرس و پيري زودرس

تحقیقات جدید نشان می دهند استرس سلول های مغز را کوچک کرده و منجر به پیری زودرس سیستم ایمنی نیز می شود.
به گزارش هلث دی ، محققان می گویند استرس می تواند موجب زوال ذهن و پیری شود اما خبر خوب اینکه ورزش در جلوگیری از این روند تاثیر زیادی دارد.و در مورد مغز حداقل زمان آسیب وارد شده توسط استرس را ترمیم می کند.
به گفته سرپرست این تحقیق ، بروس مک کوئین مدیر آزمایشگاه عصب شناسی دانشگاه راک فلر مغز بسیار زود ترمیم می یابد و همین امر باعث می شود در صورتی که فرصت به آن داده شود بسرعت خود را ترمیم کند. هورمون های استرس روی مغز تاثیر می گذارند و تغییراتی را در آن ایجاد می کنند.
مغز یک انسان تحت استرس قرار گرفته با یک فرد نرمال متفاوت است. ظرفیت آن فرق می کند و ممکن است مضطرب تر بوده و توانایی کمتری برای توجه ، یادگیری و حافظه داشته باشد.
کسانی که دچار استرس ذهنی شده اند با مشکلاتی روبرو هستند. در مورد این افراد ترکیبی از روان درمانی ، رفتار درمانی شناختی و داروها مغز را تغییر می دهند و آن را کم و بیش به حالت عادی باز می گردانند. ورزش نیز عامل مثبت دیگری است که اثرات قابل ملاحظه ای بر بهبود عملکرد مغز دارد. استرس ، سیستم ایمنی را نیز در وضعیت نامطلوبی قرار می دهد.
بنا بر نتایج تحقیقات استرس قطعات
DNA
راس کروموزوم ها را کوتاه می کند و به این ترتیب عملکرد آنها را دشوارتر می سازد.
قطعات
DNA شبیه به سرپوش های پلاستیکی قرار گرفته در انتهای بند کفش هستند و از فرسوده شدن دو انتها جلوگیری می کنند.
این بدان معناست که استرس فیزیولوژیک موجب کوتاه شدن راس
DNAمی شود و در نتیجه سیستم ایمنی فرد با سرعت بیشتری رو به زوال و پیری می گذارد.
درمان این حالت هم همانطور که انتظار دارید ، بهره مندی از خواب کافی ، داشتن فعالیت بدنی در طول زندگی و رژِیم غذایی سالم است. مجموعه این توصیه ها از پیری زودرس سیستم ایمنی نیز جلوگیری میکند.

لينک ثابت | نوشته شده در  جمعه 13 مهر1386ساعت 5:9 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

عکس بچه های ناز و مامانی

فداش بشم ببینید این بچه چقدر نازه...آخه

زبونتو موش بخوره

اینم از آخریشعشق دوکودک صحنه ای بسیار رمانتیکی ایجاد کرده ببینید.......

واقعا اگه نظر ندید و برید خیلی بی انصاف هستید......

لينک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

شبهای قدر

شبهای قدر
 
وقتی روز شمار بندگی را ورق می‏زنی الطاف رحمت ایزدی را در لابه لای روزها می‏بینی بعضی از ماه‏ها شور و حال دیگری دارند . اصلا رنگ و بوی خدا در آنها نمایان‏تر است .

رجب، ماه خدا، ماه خالی شدن از غیر خدا، ماهی که ملائکه در زمین به دنبال جمع کردن استغفار مثل من و تو هستند . باید تخلیه شد باید دید روزها را چگونه گذرانده‏ایم . تپش قلبهایمان با کدام طنین موزون می‏نواخت.

آیا با نوای استغفار (استغفرالله و اسئله التوبه) در این میکده دل را گشوشده‏ای؟ ! و آیا گام‏ها را فراتر می‏نهیم تا به کعبه مقصود رسیم . شعبان از راه می‏رسد . آن هنگام که ظرف بندگی تو از تب هوای نفس اماره خالی شد شعبان با طلوعی سرشار از لبریز از شکوفه‏های محمدی و عطر ال الله از راه می‏رسد و قدم بر خانه دل می‏گذارد . می‏آید تا این منزل بود را به دسته گل‏های از ذکر و معنویت‏بیارآیی . هر چه گام به جلو برمی‏داریم احساس سبکی در ما ایجاد می‏شود .
و دیگر هنگامه جلای دل است . دلی که رجب را وقف پیرایش آن در شعبان را وقف آرایشش کرده‏ایم . مهربانا شکرت که این گونه مرا، اعضاء و جوارحم را، زبانم، چشمم را، گوشم را و همه وجودم را میهمان این خوان با کرامتت کرده‏ای، میهمانی که حتی چشم بر هم نهادن آن نیز عبادت است.

آرام آرام دلنشین و سبکبال پاسی را بر بال ملائک می‏گذاریم و دستان رمضان را در آغوش می‏گیریم پای بر شمارش معکوس دل می‏گذاریم و به سوی عشق و مستی در دست به میانه ماه خدا نزدیک شده‏ایم . نوای رحمت ایزدی به گوش می‏رسد . در قلب زمان اعظم ملائکه آسمان بر زمین می‏آیند تا بالهایشان را فرش پای ملکوتیان کنند . آمدند تا تو را بخرند . آیند تا تو را نزد آن معبودی ببرند که خریدار هر یوسف بد سرشت است .
لیالی قدر در انتظارند تا فانوس عشق و عاشقی را بنوازند . معشوقه دل عطر شفا و رحمت را می‏گستراند، دلبری می‏کند تا تو را که عاشقی و مجنون، ناز او را بخری .

آمده‏ام به کوی تو گر تو کنی نگاه من ناز خرج ز روی تو گر تو دهی شفای من و آنجاست که این عبد سراپا تقصیر روی به سوی حقیقت عالم می‏کند و منشور آینده‏ای مبهم را از دست مولامان حجهٔ بن الحسن (عج) بر می‏گیرد .

خدایا چه می‏شود ما را این شب، پر از رحمت و برکت، اما رسم مجنون شدن را نمی‏داینم، نمی‏دانیم که اگر لیلای عالم کاسه گدایی تو را می‏شکند . تو را دوست دارد و در انتظار یک نگاه پر از نیاز توست . شب قدر آمده است تا تویی که خسته عالم دنیایی، خسته بندگی تن شده‏ای . چنگ در ریسمان معنویت زنی و قرآن را که سرچشمه معنویات عالم است‏با زبان اشک بیارازی با زبانی که تحفه قدح بار است، با زبانی که کیمیای جلای دل است . آن محبوبه‏ای که شنزار گونه‏های عاشقان را آبیاری می‏کند تا نهال خوف و رجا در آن برویاند .

شبنمی که اگر لیلای مجنون، گوشه چشمی (نیم نگاهی) بر آن کند همه گناهانت اگر به عدد ستارگان آسمان باشد آمرزیده می‏شود . آری باید این اشک‏ها را تحفه قدم او کرد .
لطیفا! حال که در رحمتت را به روی ضعیفان و ثروتمندان معنویت گشوده‏ای و حال که من ناچیز قلب رمضان را که با شستن خون در رگها جاری می‏کند در آغوش خود می‏فشارم . چگونه می‏شود این عاشقی که در دام بلای دوست گرفتار است‏به خود واگذاری؟

چگونه می‏شود آن حال و هوای شبهای قدر را از من بستانی تا در این بحر فانی دست و پا زنم.

چگونه؟ !


ای محرم راز! با دل پر سوز و گداز، آمده‏ام تا به شب قدر حلقه گمشده انسانیتم را بیابم که مگر سالک راه تو شوم . ای خدای بی نیاز! با عطش و عشق و نیاز آمده‏ام تا به حق بهترین بندگانت، به حق سید رسولانت و به حق ناله‏های عصمت عالم ما را هم رنگی الهی بزنی تا خدایی خدایی شویم
.
آمین یا رب العالمین.
لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

بیوگرافی مارلون براندو

نام :مارلون براندو جونیور
تاریخ تولد : سوم آپریل 1924
محل تولد : اوهامای نبراسکا
تاریخ فوت : جولای 2004

مارلون براندو متولد سوم آپریل 1924 در اوهامای نبراسکا از بزرگترین چهره های سینمای جهان به شمار می رود . براندو با آوردن شیوه متداکتینگ تکنیکهای جدیدی را وارد کار بازیگری کرد ،تا جایی که می گویند شیوه بازیگری او مدرن را متحول کرد . این شیوه آمیزه ای بود از یک بازی سرشاراز احساس به اضافه نمایشی از عکس العملهای طبیعی در زندگی عادی .

تراموایی به نام هوس در سال 1947 و در صحنه برادوی او را به عنوان چهره مستعد نمایان ساخت ،چهره ای که که اوایل دهه پنجاه یعنی به محض ورودش به سینما چنان اعضای آکادمی را شوکه کرد که چهار سال پیاپی او را نامزد بهترین بازیگر مرد کردند. براندو به خاطر نقش مارک آنتونی در جولیو سزار (1953) ایفای نقش امیلیانو زاپاتا در فیلم «زنده باد زاپاتا» (1952) و نسخه سینمایی تراموایی به نام هوس نامزد اسکار شده بود، تا اینکه در 1954 به خاطر بازی فوق العاده اش در فیلم «دربارانداز» این اسکار را تصاحب کرد.

در 1970 پس از مدتی سکوت ،دوباره به خاطر نقش همیشه ماندگارش در تاریخ سینما «دن کرلئونه» سرکرده مافیای فیلم پدر خوانده ،باز هم به اسکاری دست یافت . بعد از آن تا سالها بعد شهرتی همپای ارسن ولز پیدا کرد . آخرین حضور او در سینما به اثر تریلر «امتیاز» باز می گردد که در آن با دیگر بازیگر شیوه متد رابرت دنیرو و چهره مستعد روز ادوارد نورتون همبازی بود.
او سرانجام در جولای 2004 به علت کهولت سن در گذشت.

مارلون براندو با وجود موفقیت زیاد در سینما در زندگی شخصی بسیار ناموفق بود، او فرزند طرد شدهٔ خانواده بود که در کلاس‌های استلا آدلر بازیگری آموخت. او در زندگی خانوادگی‌ خود نیز پدر و همسر خوبی نبود. در گوشه کنار زندکی مارلون براندو همیشه مسائلی که خود باعث به وجود آمدنشان بود که موجب شد هیچ وقت راحت و آرام زندگی نکند . او حتی در هنگام فیلمبرداری هم با عوامل کلنجار میرفت ." براندو در یکی از معروف‌ترین مصاحبه‌های خود در مورد اینکه چرا در هالیوود کار می‌کند گفته بود: دلیل اینکه اینجا هستم این‌ است که جرات رد کردن پیشنهادهای چند میلیون دلاری را ندارم" این بازیگر آمریکایی در بین بسیاری از علاقمندان به سینما و منتقدان به عنوان "بهترین بازیگر تاریخ سینما " شناخته می‌شود.

این تصویر متعلق به بازی براندو در فیلم بسیار زیبای پدر خوانده است..(تصویر پایین)

لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

حرف دل

گفته بودم عشق يعني هورم نفس  داغِ داغ
عشق يعني بوييدن گل از لاي در باغ
مي گويم عشق يعني سوز درد سرد سرد
عشق يعني دلي بي كينه اما پر ز درد
گفته بودم عشق يعني التهاب التماس
عشق يعني مرواريد يه قطعه الماس
مي گويم عشق يعني حقارت در التماس
عشق يعني  ذغال، ني مرواريد و الماس
گفته بودم عشق يعني زلالي رود وجود
عشق يعني به درگاه يار به سجود
مي گويم عشق يعني دفن خود در وجود
عشق يعني به درگاه خالي به سجود
گفته بودم عشق يعني مستي از جام نگاه دوست
عشق يعني پستي رانده شدن از در دوست
مي گويم عشق يعني پيمانه ات بشكسته به دست دوست
عشق يعني  سراب رسيدن تا در دوست
گفته بودم عشق يعني صداي تيشه فرهاد
عشق يعني مجنون از ليلي به فرياد
مي گويم عشق يعني تيشه زدن بر دست فرهاد
عشق يعني ليلي به بر دگر يار ،مجنون به فرياد
گفته بودم عشق يعني گداختن در انتظار
عشق يعني خطر كردن با اختيار
مي گويم عشق يعني سوزش  سردي  ديدار
عشق يعني  خطا كردن بي اختيار
گفته بودم عشق يعني ديدن خنده يار
عشق يعني سيل اشك ،بي اختيار
مي گويم عشق يعني حسرت در ديدن يار
عشق يعني سيل اشك ويار بي عار
گفته بودم عشق يعني بودن لب روي لب
عشق يعني صبر لبالب
مي گويم عشق يعني فشار دندان  روي  دست
عشق يعني  فرود از بالا به پست
گفته بودم عشق يعني شرمساري ايوب
عشق يعني يوسف واسه يعقوب
مي گويم عشق يعني  سنگ و رمي جمرات
عشق يعني بنده شدن بر مي و مسكرات
گفته بودم عشق يعني دوست داشتن بي انتها
عشق يعني ايستادن و سوختن تا انتها
مي گويم عشق يعني حماقت در دوستي بي ريا
عشق يعني ايستادن و سوختن ،تنهاي تنها
گفته بودم عشق يعني رنگ سرخ شقايق
عشق يعني پارو واسه قايق
مي گويم عشق يعني جان دادن يك گل زيبا
عشق يعني حقيري در بزرگي تا ناكجا
گفته بودم عشق يعني ترنم زيباي بارون
عشق يعني نفير صداي كارون
مي گويم عشق يعني سيل ويران گر
عشق يعني دلت به دست ياري سوداگر
گفته بودم عشق يعني همه زيبايي ديدن
عشق يعني خود نديدن ،يار ديدن
مي گويم عشق يعني  زنگار بر رخ زيبايي و مدارا
عشق يعني نه خود ديدن و نه يار ديدن ،تو را
گفته بودم عشق يعني رنگين كمان را يك رنگ ديدن
عشق يعني بر عاشقي دم مسيحا دميدن
مي گويم عشق يعني يكرنگي را رنگ رنگ ديدن
عشق يعني بر دلت دم مرگ ،پي از پي دميدن
گفته بودم عشق يعني رنگ آبي آسمون

عشق يعني وسعت دريا مث مهربون
مي گويم عشق يعني رنگ آبي آسمون
عشق يعني وسعت دريا مث مهربون

دوست دارم دوست دارم،

قدتموم آدما، قد تموم عاشقا

،دل بردي و پنهون شدي از من چرا اي بي وفا از من چرا از من چرا،

عاشق شدم ،عاشق شدم

، از چشم من پنهون نشو، از چشم من پنهون نشو

، تنها شدم تنها شدم تنها نرو تنها نرو

،پر مي كشي تا آسمون من خسته بي بال و پر

 روزي كه برگردي دگر از من نميبيني نظر.....

.دوست دارم دوست دارم قد تموم آدما قد تموم عاشقا.....

لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

حرف دل

من آخرش نفهميدم كه حرف تو حقيقته ، يا عشق من براي چشم نازنيت عادته !

نمي دونم حرفايي كه مي زني يامي نوسي، مخاطبت كس ديگه ست با واقعا توبا مني ؛

يه وقتايي شك مي كنم نمي دونم دوسم داري، ياكه مي خواي عشق منوبدون پاسخ نزاري؛

تكليفمو با ديگران دوباره روشن ميكني ؟، يه فكري ام واسه دل ديوونه ي من ميكني ؟؛

به من ميگي كه تودلت اول كيه اخر كيه، ميگي چرارنگ نگات يه وقتايي اين جوريه؛

يه وقتا شكوفه گفتنت قشنگ و اسمونيه، يه وقتا مطمئن ميشم كه اسمم نمي دوني !

يه وقتا بهتر از خودم به حرف من جواب ميدي، يه وقتا كه هوس كني كلي منوعذاب ميدي؛

راست بگو مال مردمي يا نازنين من تويي، يه وقتا مثل چشمه صاف يه وقتا خيلي مبهمي؛

يه وقتا شكوفه گفتنت خودش واسم يه عالمه ، يه وقتا صبرو حوصلت حتي واسه منم كمه؛

حتي اگه چشمات پيش منه دلت ولي با ديگري، بزار كه اعتراف كنم از همه مهربونتري ؛

هر اعتراضي كه كني به حرفاي من وارده، چيكار كنم هوا فقط واسه ي تو مساعده؛

يه وقتا عاشقي هم واسه ادم دردسره، اما يازم اگه ادم عاشق نباشه بدتره !

برات نوشتم بدوني طبق روال سرنوشت ، براي من جهنمه دنيا براي تو بهشت؛

نه نمي خواد بهم بگي حرفات مثل شكايته، يه وقتايي عوض مي شي اين به خدا حقيقته ؛

بازم مي رسم به نقطه ي قوت واوج زندگي، قصه ي مبتلا شدن، عاشق شدن ،ديوونگي؛

من مي دونم خسته شدي از پرسش و سوال من،ناراحتي اما مي خواي راحت بشه خيال من؛

سخته يه كم وارد شدن تو كوچه هاي شاعري، خط كشيدن رو دفتر خوشحاليهاي ظاهري؛

اما بزار بازم بگم ديوونتم خيلي شديد، رنگ يه عشقي رو ديدم كه مجنون هم اونو نديد؛

اگر چه چشمات خيلي كم از من خبر گرفت ، اما نبايد توي عشق اينا رو در نظرگرفت؛

اوني كه تنهاش مي زاري ،يه وقتايي توبا غمت،اونقدرديوونته كه بازم مي مونه عاشقت 

تقدیم به عاشقان واقعی

لينک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه 8 مهر1386ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

جوکsms

تو يک آدم: مهربون.با کلاس. با پرستيژ. مرتب. فهميده. با شعور. جذاب. خوش تيپ. خوشکل. خوش زبون. خوش قيافه. با مرام و با فرهنگي مثل من ديده بودي؟؟؟

هر وقت کسي رو ديدي احساس کردي ميخواد بغلت کنه و فقط تو مي بينيش... زبونت بند اومده... صدايي نمي شنوي... زمان نمي گذره...
مطمئن باش عزرائيله

سلام... تو رو خدا ببخش... نمي‌خواستم اين موقع شب بيدارت كنم... واقعاً ببخش.. .سعي كن دركم كني... من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست. شرمنده‌ام

سلام اين اس ام اس صرفآ جهت يادآوري به شما براي مسواک زدن است و ارزش قانوني ديگه اي ندارد . شب بخير

d

do

doo

doos

dooset

doosetta=6ta

به آمريکا ميگن چرا اومدی عراق؟ ميگه آخه امام حسين طلبيد! ميگن کی ميری ايران؟ ميگه هر وقت امام رضا بطلبه

اصفهاني يه با اتومبيلش وارد تعميرگاهي شدو به مکانيک گفت: لطفا يه استکان روغن توي موتور، يه ليوان آب توي رادياتور بريزين. مکانيک گفت: لاستيکاتون هم کم بادن اجازه بدين توش کمي سرفه کنم!!!

(اين مسيج مخصوص ساعت 3 بامداد است) ببخشيد عزيزم كه اين موقع شب مزاحم خوابت شدم چون يه سوال مهم برام پيش اومده، ميخواستم بدونم «هواپيما بوق داره؟

امیدوارم که مورد توجهتون قرار گرفته باشه

لينک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه 8 مهر1386ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

خنده بازار

ارتباط برخی ترانه ها با مباحث شرعی :

خوشگلا باید برقصن ===> امر به معروف

ای قشنگ تر از پریا ، تنها تو کوچه نریا ===> نهی از منکر

ای خانوم کجا کجا ===> صیغه ی فضولی

بابا تو ديگه کی هستی دسته شیطونو بستی ===> ذنوب الشیاطین

یه ماچ داد و دمش گرم ===> اکرام ايتام

نمره ی بيست کلاسو نمیخوام ===> ایثار

منو تهدید میکنی که یه روز از پيشم میری ===> کظم غیض

تو محشری از همه سری ===> ذکر

التماس دعا

لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

جوکsms

پيغام گير باباطاهر: تليفون کرده اي جانم فدايت! الهي مو به قوربون صدايت! چو از صحرا بيايم نازنينم! فرستم پاسخي از دل برايت!

توي شهر قزوین ببم‌جان رسم شده كه وقتي ميخوان به مهمون شام بدن، صندلي مي‌چينن، ولي سفره مي‌اندازند!

يه رشتيه شب پا ميشه آب بخوره...ليوانشو كه بالا ميكشه ميگه: سلام بر حسين! يه دفه يكي از رو تخت ميگه: سلام از ماس اصغر آقا!

بچه به مربی شنا قزوینی ایش می گه : اگه دستتو از اونجا در بیاری غرق می شم عمو جون ؟

ترکه ميگن دلخراش ترين صحنه اي که تا بحال ديدي چي بوده ؟ ميگه تو زلزله بم داشتم يه بچه رو خاک ميکردم هي ميگفت عمو من زنده ام.

از يه لره ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه

مناجات لر باخدا : خدايا ماه رمضان را مانند جام جهاني هر 4 سال يک بار آن هم در يک کشور برگزار کن.

من تازه فهميدم که تو تنها کسی هستی که تو جاده های پر پيچ و خم زندگيم تنهام نميزاری و ميشه بهت اعتماد کرد ، ازت ممنونم لاستيک دنا !

از احمدی نژاد ميپرسن چه ورزشی ميكنی ؟ميگه : جوونيام هالتر ميزدم اما حالا كه حال ندارم فقط تر ميزنم .

ميدونی چرا خرا هميشه سرشون پاينه ؟ چون ترک ها براشون آبرو نذاشتن !

اس ام اس یک ترک به نامزدش : در قلب منی هرگز

خواص گوسفند :
بو میدهد
سبزی میخورد
گاهی می خوابد
پرواز نمیکند
عقل دارد اما
اس ام اس های سر کاری را تا آخر می خواند...!!!

دوستان عزیزم اگه جوکها قدیمی ،تكراري ويا بي ادبي بود به بزرگي خودتون ببخشيد در ضمن بايد يادآور بشم كه اين جوكها صرفا براي خنده و مزاح است و اميدوارم كه به كسي بر نخورد....نظر شما دوستان باعث دلگرمي منه...پس نظر يادتون نره..... 

لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

حرفهای عاشقانه

کودکی با گریه تبعید به دنیا آمد

آسمان را همان رنگ آبی می‌دید

و زمین را سرسبز

و طلوع خورشید را قصّه نو می‌پنداشت

و به آن می‌خندید

چند سالی که گذشت٬

شب را با نبود خورشید حس کرد

و همین بود که یک شب٬ پنجره را بر مهتاب گشود

و دلش سخت گرفت

چند سال بعد فهمید هوا مسموم است

خس‌خس سینه خود را اولین بار شنید

و دگر هرگز لذّت تنفّس را نچشید

سال‌ها بعد درد را تجربه کرد

زخم را دید

از عفونت رنجید

از طلوع زیبای کودکی‌ها٬ ترسید

سال‌ها در پی آن سال گذشت٬

و زمین می‌چرخید٬

خورشید هم بر عادت خود ثابت بود

قربانی دگر طاقت تبعید نداشت

همه ارکان وجودش٬ زخم برداشته بود

لحظه‌هایش بوی تعفّن می‌داد

از سکوت شب و سرمای هوا می‌ترسید

و به دنبال پناهی این در و آن در می‌زد

و قربانی امروز

منتظر مانده برای برگشت

و چه دردناک است در صف مرگ منتظر بودن

و لبخندی بر لب٬ از سر ناچاری

منتظر باید مانْد

منتظر باید مانْد

لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

نقد و بررسی

حاشیه سخنراني دكتر احمدي نژاد در دانشگاه كلومبيا :

من از رئیس دانشگاه کلمبیا که بیانیه ای برای معرفی من خواند، گله دارم.معمولا برای دعوت از سخنرانان به معرفی از آنان می پردازند نه اینکه به آنها توهین کنند. اگر دولت آمریکا، برخی رفتارها را کنار بگذارد، می تواند دوست خوبی برای ملت ایران باشد.دو سوال از شما دارم. مانند هر دانشگاهی ساکت نخواهم شد و از شما می خواهم پاسخ دهید...
 

به گزارش فردا،  برنامه سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیای آمریکا برگزار شد.
بعد از ورود دکتر محمود احمدی نژاد، به آمفی تئاتر دانشگاه کلمبیا، رئیس این دانشگاه « لئو بولینگر » به ایراد سخنرانی و بیان شرایط پرسش و پاسخ پرداخت .

بنابر این گزارش، وی خطاب به دکتر احمدی نژاد گفت : دولت شما در هفته گذشه، دکتر هاله اسفندیاری، نازی عظیما و کیان تاج بخش که دکتری این دانشگاه را دارد، آزاد کرد اما این امر در حالی است که تاج بخش نمی تواند از کشور خارج شود، من از شما می خواهم که به این شخص، اجازه خروج از کشور دهید.

این سخن رئیس دانشگاه کلمبیا، با تشویق حضار مواجه شد.

« بولینگر » همچنین از وضعیت حقوق بشر در ایران صحبت نیز صحبت کرد.

بنابراین گزاش، رئیس دانشگاه کلمبیا در سخنانی توهین آمیز، خطاب به احمدی نژاد گفت : شما مشخصات یک دیکتاتور ظالم و کوته فکر را دارید. شما کارهای مسخره و ظالمانه ای می کنید. چرا زنان، بهایی ها و هم جنس گرایان در ایران تحت فشارند؟ چرا افرادی مانند اکبر گنجی تحت فشارند؟

رئیس دانشگاه کلمبیا در ادامه سخنان موهن خود اظهار داشت : حضور شما در اینجا، شما را مانند مسخره ها می کند. شما باید در مورد اظهارات خود درباره هولوکاست، اسرائیل و ... پاسخ دهید. هولوکاست، مستند ترین و واقعی ترین واقعه تاریخ است.»

برخی از حضار نیز از این سخن استقبال کردند ، رئیس جمهور کشورمان با خونسردی به سخنان آنان گوش دادند و همیشه لبخندی بر لب داشت.


در ادامه نوبت به سخنرانی رئیس جمهور رسید.

دکتر احمدی نژاد در ابتدای سخنان خود گفت: « من از فردی که (رئیس دانشگاه کلمبیا) بیانیه ای برای معرفی من را خواند، گله دارم. این بیانیه سیاسی بود. از نظر من مشکل ندارد، اما معمولا برای دعوت از سخنرانان به معرفی از آنان می پردازند نه اینکه به آنها توهین کنند. اما به نظرم شما تحت تاثیر رسانه ها و سیاستمداران قرار گرفتید و این ادعاها را نمودید که کاملا غلط بودند. برخورد شما در این مقدمه، غیر دوستانه بود. شما شعور حضار و هم چنین اطلاعات را نادیده گرفتید و توهین کردید. جالب است که خود شما آمریکایی ها، شنود می کنید، کنترل می کنید. تهدید می کنید.»

این سخن نیز با استقبال حضار مواجه شد.
دکتر احمدی نژاد در ادامه سخنان خود دو سئوال مطرح کرد و خطاب به حضار گفت : مانند هر دانشگاهی ساکت نخواهم شد و از شما می خواهم پاسخ دهید.

رئیس جمهور از دانشجویان حاضر پرسید :« اگر هولوکاست واقعی است، چرا یک تحقیق مدون درباره آن نشده است؟ چرا محققینی که می خواهند از منظر های مختلفی این مسئله را بررسی کنند به زندان می روند؟ این اتفاق در اروپا افتاده است، چرا فلسطینیان باید جور آن را بکشند؟»

سئوال دیگر رئیس جمهور درباره مسئله هسته ای بود. وی از دانشجویان پرسید: « ما مدتهاست که عضو آژانس هستیم. مقررات آژانس اذعان می دارند که ما حق دسترسی به انرژی صلح آمیز هسته ای را داریم. بیشترین حجم بازرسی های آژانس برای ما انجام شده است، گزارش ها هم می گویند که ما انحراف نداشته ایم.به ما می گوید که سوخت هسته ای می دهید، در حالی که به قطعات هواپیما نمی دهید. خودتان تصمیم بگیرید که آیا ما درست می گوییم یا نه؟»

در این لحظه، رئیس جلسه به احمدی نژاد گفت که وقت شما تمام شده است، دکتر احمدی نژاد گفتند: One minute (یک دقیقه) که با خنده و تشویق حضار مواجه شد و پس از آن دکتر احمدی نژاد سخن خود را اصلاح کردند و گفتند: One more minute (یک دقیقه بیشتر).

بعد از سخنرانی رئیس جمهور نوبت به پرسش و پاسخ رسید.

رئیس جمهور برای پرسش سئوالات به انگلیسی درخواست کرد که سئوالات را یکی یکی (One by One) بپرسند.
اولین سئوال از رئیس جمهور این بود که آیا شما و کشورتان موافق نابودی اسرائیل هستید؟

احمدی نژاد در پاسخ گفت که ما نمی خواهیم کسی در کار کسی دخالت کند. چاره رفراندوم است و نتایج آن را خواهی دید.

رئیس جلسه گفت که شما باید یا بگویید بلی یا خیر! احمدی نژاد گفت: خوب است! شما سئوال می پرسید، جواب هم تعیین می کنید. به این می گویند آزادی بیان!

این سخن با تشویق حضار مواجه شد.

دکتر احمدی نژاد در پاسخ به اینکه آیا شما حامی تروریسم هستید گفت: « ملت ما قربانی تروریسم هستند، سالها پیش در نزدیکی دفتر من، رئیس جمهور و نخست وزیر منتخب بوسیله یک بمب، سوختند و ذغال شدند. 72 تن از مقامات رده بالای ما کشته شدند. این جنایات بوسیله ای گروهی انجام شد که اکنون با حمایت آمریکا همره است. ما خواهان مبارزه با تروریسم هستیم. ما می خواهیم که ریشه های تروریسم شناسایی شود.»

احمدی نژاد در پاسخ به سئوالی در مورد هولوکاست گفت: « شما مانند من، فرهنگی و دانشگاهی هستید. شما از من می پرسید که چرا می پرسید آیا هولوکاست واقعی است؟ هولوکاست که یک چیز ثابت شده مانند قوانین فیزیکی نیست. ما باید به محققین اجازه بدهیم تا تحقیق کنند. من نمی گویم که هولوکاست رخ داده است یا نه. من می گویم اگر رخ داده است چه کار به ملت فلسطین دارد. حتی در قوانین فیزیکی که ثابت شده اند نیز تحقیق می شود، چرا در مورد هولوکاست نشود؟»

در سئوالی دیگر در مورد اینکه زنان ایرانی تحت فشارند و هم جنس بازان اعدام می شوند، می گویند: « ما دانشمندان زن زیادی داریم. آزادی ذاتی در ایران وجود دارد. شما در مواردی، اعدام دارید. ما هم اعدام داریم (در این لحظه، حضار احمدی نژاد را تشویق کردند). ما در ایران، مانند شما، هم جنس باز نداریم، نمی دانم که چه کسی به شما اینها را گفته است (خنده حضار). زن هم بهترین مخلوق خداست.»

احمدی نژاد در پاسخ به این سئوال که چرا به کلمبیا آمده اید، گفت: « شما من را دعوت کردید و مهمان شما هستم. ما در رسم خود میهمان نوازی داریم، می دانم شما آمریکایی ها هم دارید.»


احمدی نژاد در پاسخ به اینکه چرا می خواهید از محل برج های دوقلو یازده سپتامبر دیدار کنید، گفت:« ما از سال گذشته می خواستیم این کار را بکنیم که نه شد. یازده سپتامبر یک تراژی بود. اما امسال، که این درخواست مطرح شد نیز توهیناتی شد. من آنجا می خواستم با رسانه ها حرف بزنم، پس از یازده سپتامبر، عراق و افغانستان اشغال شدند. رعب و وحشت افزایش یافت. اگر ریشه های یازده سپتامبر بررسی شده است، چه عاملی آنرا سبب شده است؟ چه کسی انجام داده است؟»

رئیس جمهور کشورمان در مورد مسئله هسته ای گفت : « برنامه ما صلح آمیز است، قانونی نیز هست. گزارشها و بازرسی های آژانس، عدم انحراف را تایید می کنند. چند قدرت می خواهند ما را متوقف کنند. آنها نسل های جدید بمب اتم را دارند. ما به بمب اتم اعتقاد نداریم. از نظر ما کسانی که به دنبال بمب هسته ای هستند، از نظر سیاسی، دارای عقب ماندگی هستند.»

احمدی نژاد در مورد رابطه با آمریکا گفت: « ما می خواهیم با همه رابطه خوب و برادرانه داشته باشیم و آماده ارتباط با همه هستیم، البته علاقه ایی به رابطه با اسرائیل نداریم و نمی خواهیم. ما راه حلهایی بر اساس ارزش های انسانی برای ارتباط داریم. ارتباطی بر اساس انسانیت و آرامش و عدالت. من هم درخواست مناظره با آقای بوش در مورد مسائل بین المللی کردم. این نشانه علاقه ی ما برای ارتباط است. من فکر می کنم اگر دولت آمریکا، برخی رفتارها را کنار بگذارد، می تواند دوست خوبی برای ملت ایران باشد. در 28 سال گذشته، رفتارها بسیار بد بود. از صدام حمایت شد و جوانان ما شهید شدند. ما دچار تحریم های متعدد شده ایم، چرا؟»

لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 0:22 قبل از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

جوک sms

من نمی دونم اس ام اس چقدر طرفدار داره بنابراین از کسانی که عاشق اس ام اس هستند خواهش میکنم سری به نظر سنجی ما بزنند تا متوجه بشم چقدر اس ام اس طرفدار داره...تا برای شما اس ام اس بيشتري بزارم...اگر هم از جوك خوشتون نمياد حتما" در قسمت نظرات بگيد...

اس ام اس

از خدا پول خواستم، بانك داد، درخت خواستم، جنگل داد، اتاق خواستم، خونه داد، حالا ميترسم ازش تو رو بخوام يه گله گوسفند بده

بی غیرته ميره خونه ميره حموم ميبينه يكي اونجاست:ميگه تو كي هستي :ميگه من غواصم :برمیگرده ميگه نميدونم اين ارتش چيكار ميكنه ديروز هم يه خلبان رو كمد بود.

ميگن يه ماه تو آسمونه . يه ماه رو زمين ! عزيزم خسته نميشي دو شيفت كار ميكني ؟!

پاسخ اپراتور موبايل در بروجرد هنگامي كه مشترك در دسترس نيست : مشترك مورد نظر نيستا . نه كه نيستا . هستا . دم دست نيستا !

یارو لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شالا .... ،ازش ميپرسن چه کار ميکني؟ ميگه :پسرم 1 ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته ...عجب نفسي داره

غضنفر رفته بود مشهد پسرش گم میشه داد و بیداد میکنه میگه  یا امام رضا اگه کمک کنی پسرم پیدا شه دیگه گه بخورم اینورا بیام

دو تا ترك بغل خيابون ايستاده بودن به يه تاكسي ميگن سه نفر تجريش راننده ميگه شما كه دو نفريد تركا ميگن مگه خودت نمياي؟

اين شعر را با لهجه همداني به سبك دوبيتي‌هاي باباطاهر عريان بخوانيد و لذت ببريد:

نمي‌دونم كجا اين دل اسيره  /    همينجور بگذره ترسم بميره

نفهيمدند دردم را طبيبان    /     بگيد يانگوم بياد نبضم بگيره

بچه اصفهانيه به باباش: بابايي چرا ما مثل بقيه ادما با کشتي سفر نمي کنيم؟ باباش: خفه شو شنا تو بکن دو ساعت دیگه میرسیم جزیره

يه توپ دارم قلقليه .موهاي سرم فرفريه. پيام جديد نداشتم . سرت کلاه گذاشتم..

ترکه و لره داشتن با هم حرف مي زدن: لره: تو کجا به دنيا اومدي؟ ترکه: تو بيمارستان!! لره: آخي مريض بودي؟

اگه همه ي گلهاي خوشبوي دنيا رو هم بريزم به پات بازم فرقي نداره چون پات خيلي بو ميده

تركه كلاس رقص ميزاره ورشكست مي شه میرن تحقيق ميكنن ميبينن سر كلاس شاباش ميداده...!

هر وقت پيشم نيستي دلم برات تنگ مي شه... هر وقت هم که پيشم هستي دلم برات تنگ مي شه... اي مردشورتو ببرن که بود و نبودت يکيه!

يه روز يه ترك رو به جرم دزدي مي برن دادگاه .قاضي مي گه خجالت بكش اين دفه چهارمه كه مياي دادگاه .تركه به قاضي مي گه تو خجالت بكش كه هر روز اينجا يي.

جدیدترین مصوبه ی مجلس :براي كاهش قيمت تخم مرغ به خروس ها وام ازدواج مي دهد.

دوستان عزيز اگه بعضي از اس ام اس ها تکراری ،بي نمك ،بي ادبانه بود شما به بزرگي،كوچكي ،زيبايي خودتون ببخشيد...

لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 

بیوگرافی آلن دلون

نام :آلن دلون

تاریخ تولد :8 نوامبر 1935

محل تولد : دهکده ای به نام شوئه


وی در نوامبر سال 1935 دز شهر کوچکی در حوالی پاریس به دنیا آمد . نام پدرش فایبان و مادرش ادیت ...زمانی که 4 سال بیشتر سن نداشت از هم جدا شدند و به ناچار سرپرستی اش به خانواده ای دیگر واگذار شد . او در خانه ای رشد کرد که روبه روی یک زندان بود آلن با بچه های نگهبان زندان هم بازی بود . هنگامی که پس از چند سال پدر و مادر خوانده اش بر اثر حادثه ای کشته شدند وی دوباره تحت سرپرستی مادرش که با یک قصاب محلی ازدواج کرده بود قرار گرفت . او در دوران کودکی به دوچرخه سواری فوتبال و رفتن به سینما علاقه وافری داشت .او دوران تحصیلی خود را در مدارس کاتولیک گذراند و از آنجا که پسر پرشروشوری بود ده دوازده بار از مدرسه اخراج شد و در 15 سالگی به کلی درس و تحصیل را ترک کرد پس به ناچار ناپدری اش او را به مغازه قصابی برد تا این حرفه را به او بیاموزد اما آلن هیچ علاقه ای به این حرفه نداشت و در سن 17 سالگی خانه را ترک کرده و به ارتش پیوست .

وی در ارتش در یگان تفنگداران دریای به عنوان چتر باز به خدمت ادامه داد و در سال 1954 در جنگ هند و چین حضور داشت . او در دوران خدمت خود را در ارتش با اشتیاق ادامه داد در مورد خاطراتش در آن زمان می گوید : در آنجا دوستانی پیدا کردم کسانی که با آنها حرف می زدم و به حرفهایم گوش می دادند.
آلن در 1956 از خدمت ترخیص شد و به عنوان باربر له آل و سپس نیز به عنوان پیش خدمت در کافه های مختلف پاریس به کار پرداخت . او در آمد ثابتی نداشت و مستقل از خانواده اش زندگی می کرد . طی همین مدت با بسیاری از بازیگران که در کافه های محل کارش رفت و آمد داشتند ،آشنا شد یکی از بازیگران ژان کلود بریالی بود . آنهایی که درباره او زندگی تحقیق کردند می گویند که او با دنیای زیر زمینی جنایتکاران در ارتباط بوده و مدتی هم با آنها زندگی می کرد. این دو دوست در سال 1957 تصمیم گرفتند با هم به جشنواره ی فیلم کن بروند . این تصمیم زندگی آلن را برای همیشه تغییر داد . آلن که یک آدم معمولی بود و هیچ گونه تجربه بازیگری نداشت و آن شب هم با یک دست لباس کرایه ای به جشنواره رفته بود اما پبش از بازگشت از جشنواره به یک سوپر استار تبدیل شده بود. چهره ی فوق العاده جذاب او در آن مجلس کاملا سر آمد همگان بود در آنجا بود که کارگردانان مختلف به سراغ او آمدند او بیشتر  در نقش آدم دزد یا آدم کش اجیر شده را بازی می کرد.

در دهه 1970 علاوه ر بازی در فیلم دومین کمپانی تولید فیلم خود را تاسیس کرد و به جمع آوری ثروت پرداخت .وی دیگر یکی از ثروتمندان جهان بود و فیلم هایی که تهیه می کرد و آرم AD را داشتند. او سپس یک شرکت هواپیمایی تاسیس کرد و بخشی از ثروت خود را در زمینه ی مورد علاقه ش ،یعنی جمع آوری آثار هنری و پرورش اسبهای مسابقه سرمایه گذاری کرد. گنجینه شخصی او کم نظیر است و صاحب عتیقه هایی است که بساری از آنها در موزه ها به تماشا گذاشته شده است . او در دهه ی 1980 به سوئس نقل مکان کرد و گفت که زندگی در حکومت سوسیالستی فرانسه را دوست ندارد.


اما در رابطه با خانواده آلن:

اولین نامزد او رومی اشنایدر بازیگر معروف بود که قبل از آنکه کارشان به ازدواج کشیده شود از هم جدا شدند ، آلن دلون سپس در سال 1964 با ناتالی کانوواس ازدواج کرد و از او صاحب یک پس به نام آنتونی شد اما در سال 1969 این دو از هم جدا شدنداما یک حاثه مهم در زندگی الن دلون ،در سال 1968 به وقوع پیوست . در این سال جسد استفن مارکوویچ در گاراژ خانه وی پیدا شد ،شایعات حاکی از آن بود که آلن دلون وی را به دلیل علاقه به ناتالی کشته ،به هر حال هیچ گاه زاویه تاریک آن قتل روشن نشد و آلن هم تبرئه شد .آنتونی در حال حاضر بازیگر سینماست ،اما هنوز نتوانسته مانند پدرش معروف شود . البته او تا حدی شبیه پدرش است اما مانند او جذابیت ندارد، خود دلون هم می گوید : پسرم با من متفاوت است .

آلن دلون در سال 1990 در سن 56 سالگی با رزالی وان بیرمن که یک مدل آلمانی بود ازدواج کرد و از او صاحب دختری به نام آنوشکا و پسری به نام فابیانی شد ، آلن در سال 1998 در فیلم نیمه شانس در کنار ژان پل بلوموندو بازی کرد و سپس اعلام بازنشستگی کرد و گفت :من در اکثر فیلم هایی که بازی کرده ام یا دزد بوده ام یا پلیس ،اما جالب این است که فرقی نمی کرده است که چه کاره بوده ام ،در همه فیلم ها تنها بوده ام . نمی دانم اما فکر می کنم کارگردانها و حتی تماشاگران همیشه دوست دارند مرا تنها ببینند.

بخشي از فيلمشناسي:

وقتي زن دستپاچه مي شود (1957)

روكو و برادرانش (1960)

شاديهاي زندگي (1961)

كسوف (1961)

يوزپلنگ (1963)

رولز رويس زرد (1964)

تگزاس در آنسوي رودخانه (1966)

سامورايي (1967)

داستانهاي شگفت انگيز (1968)

دسته سيسيليها (1969)

دايره سرخ (1970)

آفتاب سرخ (1971)

عقرب (1973)

اسلحه بزرگ (1974)

دو مرد در شهر (1974)

داستان پليس (1975)

كنگورد: فرودگاه 79 (1979)

تهران 1943 (1979)

مخفي گاه (كارگردان، 1983)

تسخيرناپذير (1985)

موج نو (1990)

بازگشت كازانووا (1992)

روز و شب (1997)

لينک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه 1 مهر1386ساعت 10:29 بعد از ظهر  توسط محسن سرافراز  | 
:::: عناوين آخرين مطالب وبلاگ ::::
  خواب را دریابیم
  دانلود آهنگ جدید،فوق العاده زيبا ،شنيدني و احساسي ياس به نام پياده ميشم
  مصاحبه دیدنی با مدیرکل سازمان عفو بین‌الملل: "ما از مقاومت مردم ایران روحیه گرفته‌ایم"
  دانلود دومین پیام ویدئویی شیخ مهدی کروبی در ارتباط با 13 آبان و مسائل آمریکا
  بيانيه شماره ۱۴مهندس ميرحسين موسوي در آستانه سيزدهم آبان (با تاخیر)
  دانلود موسيقي تیتراژ سریال شمس العماره (درخواستي)
  آهنگ سعید و حمید منصوری به نام غرور/آهنگ امین رستمی به نام دلم گرفته l
  میرحسین موسوی در دیدار با مهدی کروبی: قول و قرار های ژنو موجب حیرت است
  دانلود پيام ويدئويي شيخ مهدي كروبي در ارتباط با قضاياي تاسف بار نمايشگاه مطبوعات
  آهنگ جدید و فوق العاده زیبای علی لهراسبی به نام خدایا با سه کیفیت/حامد پهلان
  دانلود حمید عسگری/مازیار فلاحی /سعید کرمانی/آفو
  دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای یاس به نام دلت مثل یه دریاست
  دانلود کلیپ فوق العاده زیبا شنیدنی و تحسین برانگیز مرغ سحر ناله سر مکن
  بیانیه شماره 13 و بسیار مهم مهندس میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران
  خنده بازار
  بيانيه بسیار مهم حجت الاسلام شیخ مهدی کروبی به ملت بزرگ ایران
  کروبی به صادق لاریجانی: من با این بگیر و ببندها از صحنه بیرون نمی‌روم
  بیانیه شماره 12 و بسیار مهم سید میرحسین موسوی (خبر فوری)
  بیانیه شماره11 سید میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران
  عکس بچه های ناز سری اول(دنیای زیبای کودکان)
All Rights Reserved 2008 © angelina20.Blogfa.Com

This Template Designed By mihandownload.com

کپي برداري از مطالب اين وبلاگ با درج منبع آن بلامانع است .