كاربرگرامي صفحه در حال بارگذاری مي باشد!
دوست عزيز استفاده از مطالب اين وبلاگ فقط با ذکرمنبع: ( بهترين وبلاگ فارسي ايرانيان) بلامانع است# تا كامل شدن صبر كنيد#
بهترين وبلاگ فارسي ايرانيان
welcom to mohsen sarafraz weblog

دانلود کلیپ های دیدنی و موزیک
اختصاصی م- میرحسین موسوی
اختصاصي-شيخ مهدي كروبي
عکس و تصاویر
حرفها و تصاویر عاشقانه
بیوگرافی شخصیت های مشهور
خنده بازار
پزشکی و سلامت
ازدواج و خانواده
جوک sms
فناوری و اطلاعات(IT)
سینماي ايران و جهان...هاليوود
دنیای زیبای کودکان
مسائل متفرقه
اخبار
نقد و بررسی
مناسبت ها و مطالب مذهبی
سخنان بزرگان
مطالب جذاب و باورنکردنی
ننگین ترین شخصیت های جهان
تبادل لينك
همه نمونه آموزش برنامه نويسي و کامپيوتر عکس ايراني وخارجي
Haparoot (هپروت)
موبایل و کامپیوتر
๑۩۞۩๑سرگرمی.فشن.دیدنیها
بهترین عکس های روز
پسران حرفه ای - مرکز دانلود
بزرگترين سايت تفريحي ايرانيان
دانلود سرا
دنیای مجازی
پادشاه دانلود ایران
۩۞۩ بيا تو كف ۩۞۩
گروه شيرازيا(عكسهاي ديدني،خبرهاي داغ)
فقط جوکهای باحال---میثم
کلبه عشق،خداوند عشق را آفرید
فرشته ماه بهترین سایت ایرانی
همراز... مشاوره اینترنتی
جدید ترین اس ام اس ها و جوک ها
سفير عشق..آقا پويا
از سنگ آسمانی تا ضرب المثل ایرانی
شب شکوه ...مریم خانوم
دوست داشتن عاشقانه...غزل
داستان های شیرین...مینا خانوم
کد موزیک وبلاگ وکدهای جاوا
SMS های خفن...کلیک کن
دوست یابی در غربت ...ساسان
تو باید این ( هستی ) را لمس کنی
تا بی نهایت..لی لی
به نام خالق یکتا..حمیدو شیرین
۩۞۩ و خداوند عشق راآفرید
*زندگی،عشق و دیگر هیچ*..اركيده
بابا ما دیگه کی هستیم؟!
تنهاترین....مریم .....غریب آشنا
اگه بیای تو دیگه برنمیگردی!!!
زندگی زیبا (Mr.ZZ)
دل نوشته های یک کودک خیابانی
توقف ممنوع....311علی
این سه خواهر.....وبلاگی متنوع
جدیدترین اهنگهای ایرانی و خارجی
"تنهایی که حالا کلی دوست خوب داره ..سایه
بهار دلتنگی.............بهانه
۩۞۩ .:: ترفند خانه ::. ۩۞۩
بچه پررو
ملینا.......عشق یعنی انتظار
انواعebookدرمورد كامپيوتر
خاطرات فرید
وبلاگ تخصصي بازي هاي رايانه اي کدهای تقلب اخبار و تحليل بازي ها
"بهترین سایت تفریحی ایرانیان"
"روانشناسی و مشاوره"
قالب ميرحسين موسوي مخصوص بلاگفا
"عكسهاي ناز و خوشگل"
-# فروشگاه فیلم DVD #-
دانلود از ایرانیان پی سی
۩۞۩ يلداي عاشق ۩۞۩
كسب درآمد عالي
Stallian Free Download Center
*وب سايت موسيقي دي جي كوتوال*
جديد ترين و زيباترين مدلهاي پوشاك
هنر و مهارتهاي زندگي
دنیای کتاب
انجمن تخصصی کتاب
ورود دخترا اكيدا ممنوع
۩۞۩ .:: mohsen_sarafraz
همه نمونه آموزش وعکس و کليپ موبايل
مرجع وبلاگهاي فارسي زبان
سرگذشت يه آدم ساده..پريسا
چهارراه
گالري عکس بازيگران و خواننده خارجي و ايراني
گالري قالب بلاگفا
::
آبان 1388
::
مهر 1388
::
شهریور 1388
::
مرداد 1388
::
تیر 1388
::
خرداد 1388
::
بهمن 1387
::
دی 1387
::
آذر 1387
::
آبان 1387
::
مهر 1387
::
شهریور 1387
::
مرداد 1387
::
تیر 1387
::
خرداد 1387
::
فروردین 1387
::
بهمن 1386
::
دی 1386
::
آذر 1386
::
آبان 1386
::
مهر 1386
::
شهریور 1386
::
مرداد 1386
::
تیر 1386
::
خرداد 1386
::
اردیبهشت 1386
::
اسفند 1385
::
بهمن 1385
بیوگرافی بیل گیتس موسس شرکت مایکروسافت
بیل گیتس در ۲۸ اکتبر سال ۱۹۵۵ متولد شد و در کنار دو خواهرش درسیاتل رشد کرد
گیتس در خانوادهای به دنیا آمد که از تاریخی غنی در تجارت و سیاست و خدمات اجتماعی
سرشار بود. پدرش ویلیام هنری گیتس دوم وکیل دادگستری و یکی از سرشناسان شهر
سياتل بود و مادر او آموزگار مدرسه و یکی از اعضای هیأت مدیرهٔ یونایتد وی اینترنشنال
(United Way International) بود که در امور خیره نیز فعالیت داشت.

گیتس در مدرسهٔ لیک ساید شروع به تحصیل کرد. سپس به علاقه خود به نرم افزار پیبرد و
برنامه نويسي را در سن ۱۳ سالگی شروع کرد
در همین جا بود که هستهٔ اولیهٔ مایکروسافت شکل گرفت.در بهار سال ۱۹۶۸میلادی مدرسه
تصمیم گرفت که دانش آموزان را با پدیدهای جدید که به تازگی در دنیا شکل گرفتهبود یعنی
کامپیوتر آشنا کند.کامپیوترها هنوز بزرگتر و گرانتر از آن بودند که مدرسه بتواند خریداری کند.
به همین منظور مدرسه صندوقی را برپا کرد و اعلام کرد که برای اجارهٔ یک سال کامپیوتر
PDP-10 ساخت شرکت DEC، کمک کنید. پول زیادی بیشتر از هزینهٔ اجاره یک سال جمعشد.
اما مدرسه ، جذابیت این غول الکترونیکی را برای شاگردان دست کم گرفته بود.این شاگردان٬
بیل گیتس، پل آلن که دو سال از گیتس بزرگتر بود و چند تای دیگر از دوستان بودند که
همگی در حال حاضر از برنامهنویسان ارشدمایکروسافت هستند.

در سال ۱۹۷۳ گیتس وارد دانشگاه هاروارد شد و با استیو پالمر مدیر اجرایی حال حاضر
مایکروسافت آشناشد. در هاروارد گیتس نسخهای از زبان برنامهنویسی پیسیک را برای اولین
میکروکامپیوتر نوشت
در سال دوم دانشگاه را رهاکرد تا تمام انرژی خود را صرف مایکروسافت کند. شرکتی که او در
سال ۱۹۷۵ با دوست دوران کودکی خود پل آلن آغاز کردهبود بر این باور استوار بود که
کامپیوتر به وسیلهای ارزشمند بر روی هر میزی و در هر خانهای تبدیل خواهد شد. آنها شروع
به ساخت نرمافزار برای کامپیوترهای خانگی کردند. افق دید گیتس برای محاسبات شخصی
محور موفقیت های شرکت مایکروسافت شد.
با مدیریت بیل گیتس ، مأموریت گیتس برای گسترش نرمافزار و آسانتر شدن آن و کم هزینهتر
و دلپذیر شدن آن برای استفاده کنندگان کامپیوتر به پیشرفت خود ادامه داد. کمپانی به اهداف
بلند مدت میاندیشید و در سال مالی ۲۰۰۵ نزدیک به ۶.۲ میلیارد دلار برای تحقیق و توسعه
سرمایهگذاری کردهاست.
در سال ۱۹۹۹ ، گیتس کتاب «Business @ the Speed of Thought» را نوشت ، کتابی که
نشان می دهد کامپیوتر چگونه می تواند در تجارت و کسب و کار مشکلات کاربران را حل کند.
این کتاب به ۲۵ زبان ترجمه شدهاست و در بیش از ۶۰ کشور موجود میباشد. این کتاب در
لیست پرفروشترین کتابها در روزنامه نیویورک تایمز،یو اس ای تودی، وال استريت ژورنال و
فروشگاه اينترنتي آمازون قرارگرفت. کتاب پیشین گیس به نام «The Road Ahead» که در
سال ۱۹۹۵ مننتشر شده بود برای ۷ هفته متوالی حائز رتبهٔ اول در روزنامه نيويورك تايمز شد.

بنیاد بیل و ملیندا گیتس
گیتس تمام منافع حاصل از دو کتاب خود را به موسسات غیر انتفاعی که استفاده از تکنولوژی
در آموزش و افزایش مهارت ها را حمایت میکردند اختصاص دادهاست. بشر دوستی در نزد
گیتس از اهمیت بالایی برخوردار است. او و همسرش ملیندا، موسسه خیریهای را با سرمایه
۲۸.۸ میلیارد دلار ایجاد کردند تا فعالیتهای بشردوستانه را در زمینههای بهداشت جهانی و
آموزش حمایت کنند با این امید که در قرن بيست و يكم تمام مردم دنیا به آموزش و
بهداشتدسترسی داشته باشند. این موسسه مبلغ ۳.۶ میلیارد دلار به بهداشت جهاني، ۲
میلیارد دلار به توسعه آموزش درمناطقی که سطح درآمد مردم پایین میباشد اهدا کرده است
که در آمريكا و كانادا به صورت اهدا کامپیوتر و دسترسی به اینترنت برای همگان در
کتابخانههای عمومی بوده است.

زندگی شخصی
بیل گیتس در ژانویه ۱۹۹۴ میلادی با خانم مليندا فرنچ از کارمندان مايكروسافت ازدواج کرد.
ملیندا اهل دالاس در ایالت تگزاس آمریکا است. این زوج دارای سه فرزند به نامهای جنیفر
کاترین گیتس (۱۹۹۶ میلادی) ٬ روری جان گیتس (۱۹۹۹ میلادی) و فوب ادل گیتس (۲۰۰۲ )
هستند.
خانه بیل گیتس یکی از مدرنترین و گرانترین خانههای جهان بوده که در کنار تپه میباشد و
منظرهای رو به درياچه واشنگتن در مدينا واقع در واشنگتن دارد. بر طبق برآورد مجموعه خانه
و زمینش معادل ۱۲۵ میلیون دلار ارزش دارد و مالیات آن در حدود ۱ میلیون دلار در سال
میباشد. همچنین در بین داراییهای بیل گیتس، مجموعهای از نوشتههای لئوناردو داوينچي
موجود میباشد که او در سال ۲۰۰۴ به مبلغ ۳۰.۸ میلیون دلار در یک حراجی خریداری
کردهاست.
آدرس ایمیل بیل گیتس بطور گستردهای در دنیا پخش شدهاست و در حدود ۴ میلیون ایمیل در
سال ۲۰۰۴ دریافت کردهاست که بیشتر آنها اسپم می باشند. به گفته او در بین ایمیلهای
دریافتی تعداد زیادی مربوط به پیشنهادهایی برای پولدار شدن میباشد که اگر آزاردهنده
نباشند حداقل خندهدار است.

مایکروسافت
شرکت مايكروسافت درآمدی معادل ۳۹.۷۹ میلیارد دلار در پایان سال مالی ۲۰۰۵ داشتهاست
ودر حدود ۶۱ هزار نفر کارمند در بیشتر از ۱۰۲ کشور جهان دارد. در پانزدهم جون سال
۲۰۰۶شرکت مايكروسافت اعلام کرد که در ماه جولای ۲۰۰۸ بیل گیتس از کار روزمره شرکت
به منظور صرف زمان بیشتر در کار سلامت جهانی و آموزش در بنياد بيل و مليندا گيتس کنار
خواهد رفت بعد از ماه جولای ۲۰۰۸ بیل دوباره بهعنوان مدیر شرکت مايكروسافت و مشاور
پروژههای توسعه کلیدی مایکروسافت باز خواهد گشت دو سال فرصت لازم برای جابجایی
تضمینی بر جابجایی آرام و با برنامهای در وظایف روزانه بیل گیتس خواهد بود.در ماه جون
۲۰۰۶ ، ری اوزی در شغل سابق گیتس بهعنوان مدیر طراح نرم افزار برگزیده شد و در کنار
گیتس مشغول به کار در زمینه معماری تکنیکی و مسئول محصولات حذف شده شد. کرگ
موندی بهعنوان مدیر تحقیقات و مسئول برنامه ریزی در شرکت مایکروسافت برگزیده شد و در
کنار بیل گیتس کار میکند.

چند عكس متفرقه:




منابع:
زندگينامه بيل گيتس از وب گاه مايكروسافت![]()
خسروشكيبايي هنرمند تئاتر،تلويزيون و سينماي ايران در گذشت
بيوگرافي مرحوم خسرو شكيبايي:
متولد1323خيابان مولوي تهران
درگذشت28تير1387 بر اثر ايست قلبي
بازیگر معروف سینمای ایران بود. تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد.
در شناسنامه اسمش «خسرو» است ولی خانواده و بچه محل ها «محمود» صدايش ميكردند.
سینما:
با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، ۱۳۶۱) به سینما آمد. و تا سال ۱۳۶۸ در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، ۱۳۶۸) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازیش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
خسرو شکیبایی از سال ۱۳۶۸ به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما تواناییهایش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی او در دو فضای کاملاً متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، ۱۳۷۳) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، ۱۳۸۰).

خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.
او آخرین جایزهاش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.
پس از گذشت نزدیک به ۲۲ سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار عزتالله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: «حکم» (۱۳۸۳)
خسرو شکیبایی علاوه بر هنرنمائی درنقش آفرینی در سینما و تئاتر، برخی از اشعار سهراب سپهری وساير شعرا را به صورت دکلمه خوانی, خواندهاست.از جمله ي آن ميتوان به اهل كاشانم (سهراب سپهري) اشاره كرد
پس از گذشت نزدیک به ۲۲ سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار عزتالله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: «حکم» (۱۳۸۳)

فیلم شناسي
خط قرمز (مسعود کیمیایی - ۱۳۶۱)
دادشاه (حبیب کاووش - ۱۳۶۲)
صاعقه (۱۳۶۴)
رابطه (پوران درخشنده - ۱۳۶۵)
دزد و نویسنده (کاظم معصومی - ۱۳۶۵)
ترن (امیر قویدل - ۱۳۶۶)
شکار (مجید جوانمرد - ۱۳۶۶)
هامون (داریوش مهرجویی - ۱۳۶۸)
عبور از غبار (پوران درخشنده - ۱۳۶۸)
ابلیس (احمدرضا درویش - ۱۳۶۸)
جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - ۱۳۶۹)
سارا (داریوش مهرجویی - ۱۳۷۱)
پرواز را بخاطر بسپار (حمید رخشانی - ۱۳۷۱)
یکبار برای همیشه (سیروس الوند - ۱۳۷۱)
بلوف (ساموئل خاچیکیان - ۱۳۷۲)
کیمیا (احمدرضا درویش - ۱۳۷۳)
پری (داریوش مهرجویی - ۱۳۷۳)
درد مشترک (یاسمین ملک نصر - ۱۳۷۳)
لژیون (سیدضیاءالدین دری - ۱۳۷۳)
سایه به سایه (علی ژکان - ۱۳۷۴)
خواهران غریب (کیومرث پوراحمد - ۱۳۷۴)
سرزمین خورشید (احمدرضا درویش - ۱۳۷۴)
عاشقانه (علیرضا داودنژاد - ۱۳۷۴)
روانی (داریوش فرهنگ - ۱۳۷۶)
زندگی (اصغر هاشمی - ۱۳۷۶)
دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی - ۱۳۷۷)
میکس (داریوش مهرجویی - ۱۳۷۸)
دختری بنام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور - ۱۳۷۹)
کاغذ بی خط (ناصر تقوایی - ۸۰/۱۳۷۹)
مزاحم (سیروس الوند - ۱۳۸۰)
اثیری (محمدعلی سجادی - ۱۳۸۰)
صبحانه برای دو نفر (مهدی صباغزاده، ۱۳۸۲)
ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، ۱۳۸۳)
سالاد فصل (فریدون جیرانی، ۱۳۸۳)
حکم (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۳)
ستارهها (فریدون جیرانی، ۱۳۸۴)
عروسک فرنگی (فرهاد صبا، ۱۳۸۴)
چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرمپور, ۱۳۸۵)
اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد , 138۵)

مجموعههای تلویزیونی
روزی روزگاری (مجموعه-امرالله احمدجو)
مدرس
خانه سبز (مجموعه - بیژن بیرنگ، مسعود رسام - ۱۳۷۵)
کاکتوس (مجموعه سری اول - محمدرضا هنرمند - ۱۳۷۷)
تفنگ سرپر (مجموعه - امرالله احمدجو - ۷۹/۱۳۷۸)
در کنار هم (مجموعه تلویزیونی - فتحعلی کوسیی- ۱۳۸۱)
جوایز
برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر:
هامون / هشتمین دوره
کیمیا / سیزدهمین دوره
نامزد سیمرغ بلورین:
یکبار برای همیشه / یازدهمین دوره
سایه به سایه / پانزدهمین دوره
کاغذ بی خط / بیستمین دوره
آلبومهای موسیقی
پری خوانی
حجم سبز (سهراب سپهری)
نشانیها
تصاوير:







درگذشت
استاد شکیبایی صبح جمعه ۲۸ تیر ماه در سن ۶۴ سالگی به علت ایست قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت. وی از مدتی پیش به دلیل ابتلا به بیماری مزمن دیابت در وضعیت جسمی مساعدی به سر نمیبرد. وی مدتی دارای سرطان کبد بود بر اساس گزارش تیم پزشکی بر اثر سرطان فوت نموده است.
وبلاگ محسن سرافراز درگذشت استاد خسرو شكيبايي هنرمند پرآوازه و محبوب ايران را به جامعه ي هنري و خصوصا به خانواده ي محترم ايشان تسليت عرض مي نمايد..

روحش شاد و يادش گرامي باد![]()
قیصر امین پور در گذشت

قيصرامين پور دوم ارديبهشت ماه سال ۱۳۳۸در دزفول به دنيا آمد. وي تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پايان برد سپس به تهران آمد و در سال ۱۳۶۸دكتراي خود را در رشته زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران اخذ كرد.
وي فعاليت هنري خود را از حوزه انديشه و هنر اسلامي در سال ۱۳۵۸آغاز كرد.
در سال ۱۳۶۷سردبير مجله سروش نوجوان شد و از همان سال تا پايان عمر در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدريس اشتغال داشته است.
مرحوم امين پور در سال ۱۳۸۲نيز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسي انتخاب شد.
مجموعه شعر،"گزيده اشعار مرواريد"، " تنفس صبح" ، منظومه ظهر روز دهم" ، " آينههاي ناگهان" از جمله آثار امين پور است.
مرحوم امين پور پيش از آنكه به عنوان شاعر كودك و نوجوان به شمار آيد در جامعه ادبي امروز به خاطر ويژگيهاي شعرياش شناخته شده و شعرهاي عمومياش بيشتر از شعرهاي كودكانه و نوجوانانهاش بر سرزبانها است.
دكتر قيصر امين پور شاعر و ادب پژوه نامي كه دوشنبه شب (7 آبان) براي معالجه بيمارياش به بيمارستان دي انتقال داده شده بود،به دليل شدت بيماري دار فاني را وداع گفت و به ديار باقي شتافت.
به گزارش همشهري آنلاين دكتر امينپور در سالهاي اوليه دهه هشتاد تصادف شديدي كرد و كار وي به جراحيهاي متعددي كشيد و حتي كليههاي خود را تعويض كردو براي معالجات بيشتر به خارج از ايران اعزام شد، اما از قرار شدت بيماري به گونهاي بود كه درنهايت به درگذشت وي منجر شد.
امينپور در ميان شاعران نسل انقلاب از جمله تاثيرگذاران بود و به همراه مرحوم حسن حسيني و نيز محسن مخملباف و سيد مصطفي رخ صفت در راه اندازي حوزه انديشه و هنر اسلامي (حوزه هنري كنوني) سهمي جدي ايفا كرد.
كتاب سنت و نوآوري در شعر معاصر دكتر قيصر امينپور كه پايان نامه دكتري وي در رشته ادبيات فارسي دانشگاه تهران بوده است، از جمله آثار نظري قابل اعتنا در تحليل شعر معاصر به شمار ميرود كه از سوي انتشارات علمي و فرهنگي در اوايل دهه هشتاد منتشر شد .
وبلاگ محسن سرافراز درگذشت اين شاعر گرامي و پرآوازه را به تمامي علاقهمندان وهنرمندان تسليت ميگويد و با آوردن قطعه شعري كوتاه از وي يادش را گرامي ميدارد:
سراپا اگر زرد و پژمردهايم
ولي دل به پاييز نسپرده ايم
چو گلدان خالي، لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ايم
اگر داغ دل بود، ما ديده ايم
اگر خون دل بود، ما خورده ايم
اگر دل دليل است، آورده ايم
اگر داغ شرط است، ما برده ايم
اگر دشنه دشمنان، گردنيم!
اگر خنجر دوستان، گرده ايم؟!
گواهي بخواهيد، اينك گواه:
همين زخمهايي كه نشمرده ايم!
دلي سربلند و سري سر به زير
از اين دست، عمري به سر برده ايم![]()
این واقعه دردناک را به جامعه هنری و خانواده محترم امین پور تسلیت میگویم....![]()
بیوگرافی مارلون براندو
نام :مارلون براندو جونیور
تاریخ تولد : سوم آپریل 1924
محل تولد : اوهامای نبراسکا
تاریخ فوت : جولای 2004
مارلون براندو متولد سوم آپریل 1924 در اوهامای نبراسکا از بزرگترین چهره های سینمای جهان به شمار می رود . براندو با آوردن شیوه متداکتینگ تکنیکهای جدیدی را وارد کار بازیگری کرد ،تا جایی که می گویند شیوه بازیگری او مدرن را متحول کرد . این شیوه آمیزه ای بود از یک بازی سرشاراز احساس به اضافه نمایشی از عکس العملهای طبیعی در زندگی عادی .
تراموایی به نام هوس در سال 1947 و در صحنه برادوی او را به عنوان چهره مستعد نمایان ساخت ،چهره ای که که اوایل دهه پنجاه یعنی به محض ورودش به سینما چنان اعضای آکادمی را شوکه کرد که چهار سال پیاپی او را نامزد بهترین بازیگر مرد کردند. براندو به خاطر نقش مارک آنتونی در جولیو سزار (1953) ایفای نقش امیلیانو زاپاتا در فیلم «زنده باد زاپاتا» (1952) و نسخه سینمایی تراموایی به نام هوس نامزد اسکار شده بود، تا اینکه در 1954 به خاطر بازی فوق العاده اش در فیلم «دربارانداز» این اسکار را تصاحب کرد.
در 1970 پس از مدتی سکوت ،دوباره به خاطر نقش همیشه ماندگارش در تاریخ سینما «دن کرلئونه» سرکرده مافیای فیلم پدر خوانده ،باز هم به اسکاری دست یافت . بعد از آن تا سالها بعد شهرتی همپای ارسن ولز پیدا کرد . آخرین حضور او در سینما به اثر تریلر «امتیاز» باز می گردد که در آن با دیگر بازیگر شیوه متد رابرت دنیرو و چهره مستعد روز ادوارد نورتون همبازی بود.
او سرانجام در جولای 2004 به علت کهولت سن در گذشت.
مارلون براندو با وجود موفقیت زیاد در سینما در زندگی شخصی بسیار ناموفق بود، او فرزند طرد شدهٔ خانواده بود که در کلاسهای استلا آدلر بازیگری آموخت. او در زندگی خانوادگی خود نیز پدر و همسر خوبی نبود. در گوشه کنار زندکی مارلون براندو همیشه مسائلی که خود باعث به وجود آمدنشان بود که موجب شد هیچ وقت راحت و آرام زندگی نکند . او حتی در هنگام فیلمبرداری هم با عوامل کلنجار میرفت ." براندو در یکی از معروفترین مصاحبههای خود در مورد اینکه چرا در هالیوود کار میکند گفته بود: دلیل اینکه اینجا هستم این است که جرات رد کردن پیشنهادهای چند میلیون دلاری را ندارم" این بازیگر آمریکایی در بین بسیاری از علاقمندان به سینما و منتقدان به عنوان "بهترین بازیگر تاریخ سینما " شناخته میشود.

این تصویر متعلق به بازی براندو در فیلم بسیار زیبای پدر خوانده است..(تصویر پایین)

بیوگرافی آلن دلون
نام :آلن دلون
تاریخ تولد :8 نوامبر 1935
محل تولد : دهکده ای به نام شوئه
وی در نوامبر سال 1935 دز شهر کوچکی در حوالی پاریس به دنیا آمد . نام پدرش فایبان و مادرش ادیت ...زمانی که 4 سال بیشتر سن نداشت از هم جدا شدند و به ناچار سرپرستی اش به خانواده ای دیگر واگذار شد . او در خانه ای رشد کرد که روبه روی یک زندان بود آلن با بچه های نگهبان زندان هم بازی بود . هنگامی که پس از چند سال پدر و مادر خوانده اش بر اثر حادثه ای کشته شدند وی دوباره تحت سرپرستی مادرش که با یک قصاب محلی ازدواج کرده بود قرار گرفت . او در دوران کودکی به دوچرخه سواری فوتبال و رفتن به سینما علاقه وافری داشت .او دوران تحصیلی خود را در مدارس کاتولیک گذراند و از آنجا که پسر پرشروشوری بود ده دوازده بار از مدرسه اخراج شد و در 15 سالگی به کلی درس و تحصیل را ترک کرد پس به ناچار ناپدری اش او را به مغازه قصابی برد تا این حرفه را به او بیاموزد اما آلن هیچ علاقه ای به این حرفه نداشت و در سن 17 سالگی خانه را ترک کرده و به ارتش پیوست .
وی در ارتش در یگان تفنگداران دریای به عنوان چتر باز به خدمت ادامه داد و در سال 1954 در جنگ هند و چین حضور داشت . او در دوران خدمت خود را در ارتش با اشتیاق ادامه داد در مورد خاطراتش در آن زمان می گوید : در آنجا دوستانی پیدا کردم کسانی که با آنها حرف می زدم و به حرفهایم گوش می دادند.
آلن در 1956 از خدمت ترخیص شد و به عنوان باربر له آل و سپس نیز به عنوان پیش خدمت در کافه های مختلف پاریس به کار پرداخت . او در آمد ثابتی نداشت و مستقل از خانواده اش زندگی می کرد . طی همین مدت با بسیاری از بازیگران که در کافه های محل کارش رفت و آمد داشتند ،آشنا شد یکی از بازیگران ژان کلود بریالی بود . آنهایی که درباره او زندگی تحقیق کردند می گویند که او با دنیای زیر زمینی جنایتکاران در ارتباط بوده و مدتی هم با آنها زندگی می کرد. این دو دوست در سال 1957 تصمیم گرفتند با هم به جشنواره ی فیلم کن بروند . این تصمیم زندگی آلن را برای همیشه تغییر داد . آلن که یک آدم معمولی بود و هیچ گونه تجربه بازیگری نداشت و آن شب هم با یک دست لباس کرایه ای به جشنواره رفته بود اما پبش از بازگشت از جشنواره به یک سوپر استار تبدیل شده بود. چهره ی فوق العاده جذاب او در آن مجلس کاملا سر آمد همگان بود در آنجا بود که کارگردانان مختلف به سراغ او آمدند او بیشتر در نقش آدم دزد یا آدم کش اجیر شده را بازی می کرد.
در دهه 1970 علاوه ر بازی در فیلم دومین کمپانی تولید فیلم خود را تاسیس کرد و به جمع آوری ثروت پرداخت .وی دیگر یکی از ثروتمندان جهان بود و فیلم هایی که تهیه می کرد و آرم AD را داشتند. او سپس یک شرکت هواپیمایی تاسیس کرد و بخشی از ثروت خود را در زمینه ی مورد علاقه ش ،یعنی جمع آوری آثار هنری و پرورش اسبهای مسابقه سرمایه گذاری کرد. گنجینه شخصی او کم نظیر است و صاحب عتیقه هایی است که بساری از آنها در موزه ها به تماشا گذاشته شده است . او در دهه ی 1980 به سوئس نقل مکان کرد و گفت که زندگی در حکومت سوسیالستی فرانسه را دوست ندارد.
اما در رابطه با خانواده آلن:
اولین نامزد او رومی اشنایدر بازیگر معروف بود که قبل از آنکه کارشان به ازدواج کشیده شود از هم جدا شدند ، آلن دلون سپس در سال 1964 با ناتالی کانوواس ازدواج کرد و از او صاحب یک پس به نام آنتونی شد اما در سال 1969 این دو از هم جدا شدنداما یک حاثه مهم در زندگی الن دلون ،در سال 1968 به وقوع پیوست . در این سال جسد استفن مارکوویچ در گاراژ خانه وی پیدا شد ،شایعات حاکی از آن بود که آلن دلون وی را به دلیل علاقه به ناتالی کشته ،به هر حال هیچ گاه زاویه تاریک آن قتل روشن نشد و آلن هم تبرئه شد .آنتونی در حال حاضر بازیگر سینماست ،اما هنوز نتوانسته مانند پدرش معروف شود . البته او تا حدی شبیه پدرش است اما مانند او جذابیت ندارد، خود دلون هم می گوید : پسرم با من متفاوت است .
آلن دلون در سال 1990 در سن 56 سالگی با رزالی وان بیرمن که یک مدل آلمانی بود ازدواج کرد و از او صاحب دختری به نام آنوشکا و پسری به نام فابیانی شد ، آلن در سال 1998 در فیلم نیمه شانس در کنار ژان پل بلوموندو بازی کرد و سپس اعلام بازنشستگی کرد و گفت :من در اکثر فیلم هایی که بازی کرده ام یا دزد بوده ام یا پلیس ،اما جالب این است که فرقی نمی کرده است که چه کاره بوده ام ،در همه فیلم ها تنها بوده ام . نمی دانم اما فکر می کنم کارگردانها و حتی تماشاگران همیشه دوست دارند مرا تنها ببینند.

بخشي از فيلمشناسي:
وقتي زن دستپاچه مي شود (1957)
روكو و برادرانش (1960)
شاديهاي زندگي (1961)
كسوف (1961)
يوزپلنگ (1963)
رولز رويس زرد (1964)
تگزاس در آنسوي رودخانه (1966)
سامورايي (1967)
داستانهاي شگفت انگيز (1968)
دسته سيسيليها (1969)
دايره سرخ (1970)
آفتاب سرخ (1971)
عقرب (1973)
اسلحه بزرگ (1974)
دو مرد در شهر (1974)
داستان پليس (1975)
كنگورد: فرودگاه 79 (1979)
تهران 1943 (1979)
مخفي گاه (كارگردان، 1983)
تسخيرناپذير (1985)
موج نو (1990)
بازگشت كازانووا (1992)
روز و شب (1997)

بيوگرافي لاله اسكندري
نام اصلي: لاله
نام خانوادگي اصلي: اسکندری
سمت (در بخش هاي): بازيگران،
......................................
تاريخ تولد: 1354
مليت: ايران
......................................
مدرك تحصيلي: فارغ التحصيل گرافيک
بيوگرافي:
فارغ التحصيل گرافيک از دانشگاه آزاد اسلامی در سال ١٣٧١.
خواهر: ستاره اسکندری (بازيگر).
خواهر: سارا اسکندری (چهره پرداز).
شروع فعاليت سينمايی با بازی در فيلم "متولد ماه مهر" در سال ١٣٧٨.
با بازی در فيلم "متولد ماه مهر" به سينما آمد و با فيلم "شراره" مطرح شد.
با بازی در مجموعه تلويزيونی "خاک سرخ" استعدادهايش به معرض نمايش گذاشت و با بازی در نقش زنی که حرف نمی زند در فيلم "اين زن حرف نمی زند"، بازی قابل توجهی از خود ارائه داد.![]()
بیوگرافی رابرت دنیرو(هنرپیشه ی مورد علاقه ی من)
رابرت دنیرو از جمله شخصیت هایی است که واقعا خودم خیلی دوسش دارم برای همین دوست دارم تو وبلاگم در موردش بنویسم....امیدوارم که رابرت همیشه حالش خوب باشه و مثل همیشه ازاون کارهای خوب ببینیم....![]()

رابرت دنيرو به نظر قريب به اتفاق منتقدان سينما از بهترين هنرپيشه هاي سينمای جهان است.
به گزارش سايت سينمايي سوره، رابرت دنيرو در آگوست 1943در نيويورك، از پدر و مادري هنرمند متولد شد. پدرش شاعر مجسمه ساز و نقاش بود. مادرش ويرجينيا آدميرال نيز يك نقاش بود كه مدت كوتاهي پس از تولد بابي از پدر او جدا شد. او در ايتالياي كوچك نيويورك برانكس (ياد آور فيلم يك داستان از برانكس 1993 A Bronx Tale كاري از رابرت دنيرو) بزرگ شد. به خاطر خجالتي بودن و جثه كوچكش به Bobby Milk معروف شد.
در 10 سالگي اولين نقشش را در تاتري در نقش شير در جادوگر اوز بازي كرد ولي بعدا براي پيوستن به يك گروه خياباني (ياد آور فيلم روزي روزگاري در آمريكا 1984 كاري از سرجيو لئونه) تأتر را كنار گذاشت. ولي در شانزده سالگي بازي در نمايش خرس اثر چخوف او را به دنياي بازيگري برگرداند تا او اولين چك دستمزدش را به عنوان بازيگر دريافت كند.
بابي پس از آموزشهايي كه توسط استلا آدلر و لي استراسبرگ كار حرفه اي خود را در زمينه بازيگري به طور نامنظم در برادوي و بعضا تبليغات تجاري براي تلوزيون آغاز نمود. اولين نقش حضور او در فيلم سه اتاق در مانهاتن در سال 1965 بود كه در به عنوان سياهي لشگر و به عنوان مشتري رستوران در يكي از سكانسهاي فيلم ظاهر شد. در همان سال موفق به دريافت پيشنهاد بازي در يك نقش كوچك كه به همراه صحبت كوتاهي بود براي فيلم ميهماني عروسي محصول سال 1966 گرديد. آشانايي او با يكي از دستياران برايان دي پالما براي او شانسي بود براي گرفتن اولين نقش اصلي در فيلم تبريكات محصول 1968كه متأسفانه فيلم موفقي نبود. هر سه فيلم اول دنيرو با شكست همراه بود.
اولين موفقيت بابي در برابر دوربين با فيلم در سال 1970 به دست آمد. اين فيلم درهاي ورود بابي را به هاليود گشود و او توانست به بزرگترين مركز فيلمسازي جهان وارد شود تا بتواند تبديل به بزرگترين هنرپيشه سينما شود. بابي كماكان به ايفاي نقشهاي ارزان مشغول بود تا نقشي را در برابر مايكل موريارتي براي فيلم طبل را آهسته بنواز محصول 1973 ايفا نمود. ايفاي نقش يك بازيگر حرفه اي بيسبال ساده انديش كه از بيماري رنج ميبرد، باعث شد تا بابي بتواند جايزه بهترين بازيگر نقش مكمل را از انجمن منتقدان فيلم نيويورك دريافت كند. در همان سال ايفاي نقشي در فيلم خيابانهاي پائين شهر اثر كارگردان بزرگ سينما مارتين اسكورسيزي به همراهي هاروي كيتل شروعي براي مجموعه اي از كارهاي مشترك اين كارگردان بزرگ و دنيرو شد.
موفقيت بزرگ بعدي دنيرو هنگامي بود كه فرانسيس فورد كاپولا او را براي نقش دون كورلئونه جوان در فيلم پدرخوانده 2 محصول 1974 انتخاب كرد. ارائه شخصيتي چند لايه در اين فيلم با آن لهجه قوي و شيرين سيسيلي كه نتيجه ساعتها تمرين و مطالعه بود منجر به دريافت اولين جايزه اسكار براي بهترين بازيگر نقش دوم شد. در هر خياباني در هر شهري در اين دنيا يك هيچكسي هست كه روياي كسي بودن را در سر دارد.
بابي براي اجراي نقشي در يكي از فيلمهاي ساخته اسكورسيزي كه به يكي از بهترين فيلمهاي رابرت دنيرو شد! روزهاي متمادي را در تاكسي ها در نيويورك مين شست و رفتارهاي رانندگان تاكسي را تماشا ميكرد تا خود او در سال 1976 نقش ترويس بيكل را در فيلم راننده تاكسي ايفا كند. نقش مردي منزوي و تنها در شهر نيويورك كه دچار يك سردرگمي گشته است. سكانسي از فيلم كه در آن رابرات در جلوي آيينه ايستاده و در حاليكه تپانچه اي را كه به تازگي خريده در كمر دارد با خود صحبت ميكند. صحنه ايست كه هيچگاه از خاطره دوستاداران او خارج نخواهد شد. كار بعدي او فيلم نيونيورك, نيويورك محصول 1977 از ديگر ساخته هاي مارتين اسكورسيزي است كه بابي در آن نقش يك نوازنده ساكسيفون را ايفا ميكند. دنيرو در سال 1976 در فيلم 1900 ساخته برناردو برتولوچي به همراه ژرارد دي پارديو نيز شركت داشت كه اين فيلم به زبان ايتاليايي و محصول مشترك سه كشور فرانسه، ايتاليا و آلمان بود.
در سال 1978 رابرت دنيرو با اجراي نقش مايكل ورانسكي در فيلم شكارچي گوزن ساخته مايكل چيمينو يكي ديگر از بازيهاي عالي خود را ارائه داد. فيلم بعدي او كه از شاهكارهاي مارتين اسكورسيزي است در سال 1980 ساخته شد و اولين جايزه اسكار بازيگر نقش اول را براي او به همراه آورد. گاو خشمگين كه بابي در نقش جيك لا موتا يك مشتن زن وزن متوسط كه بسيار قوي ولي احساسي بسيار متزلزل ميباشد. اين فيلم بر اساس كتابي اثر خود جيك لا موتا ساخته شده است. دنيرو در آثار ديگري از مارتين اسكورسيزي شركت داشت كه آخرين آنها كازينو محصول 1995 است. تنها پيشنهادي را كه از سوي مارتين اسكورسيزي رد كرد ايفاي نقش اول در ساخته سال 1988، آخرين وسوسه مسيح بود كه بر اساس رماني از نيكوس كازانتزاكيس نويسنده مشهور يوناني ساخته شد كه ميتوان از آثار معروف او به زورباي يوناني اشاره كرد.
رابرت دنيرو در طول دوران بازيگري چهره هاي بسيار متفاوتي را ارئه كرده است كه به رغم شباهتهاي ساختاري بسياري از آنها نقش آفريني دنيرو در آنها كاملا متفاوت بوده است. او در نقش آدمكش، مشت زن، كمدين، راننده تاكسي، گانگستر، يك مافيايي، پليس، دزد، كارگاه و ظاهر شده است ولي هيچگاه هيچ اثري از هيچ يك در ديگري نشان نداده است. او در فيلم مأموريت محصول 1986 و به كارگرداني رولند جافي دو شخصيت كاملا متفاوت را ارائه داد كه كاملا با هم در تضاد بودند ولي انتقال از يكي به ديگري چنان ظريف و بي نقص از سوي او انجام شد كه تماشگر به سختي متوجه اين تغيير ميشود، در عين اينكه اين تغيير كاملا واضح انجام ميشود. بسياري از هنرپيشه هاي سينما به يك كارگردان قدر و يا يك فيلم نامه قوي نياز دارند تا بتوانند بازي خوبي ارائه دهند ولي حضور دنيرو در يك فيلم كه از هر دو مورد كارگردان و فيلم نامه بي بهره باشد ميتواند دليل كافي براي تماشاي اين فيلم باشد.
به عنوان مثال حضور او در فيلم آرزوهاي بزرگ محصول 1998 و ساخته آلفونسو كوارون اين فيلم را كه نه چندان قوي و موفق بوده است براي لحظاتي ديدني و قابل تحمل ميكند. دنيرو به تازگي با حضور در چند فيلم كمدي در كنار هنرپيشگان صاحب سبكي در اين ژانر مثل بيلي كريستال، ادي مورفي و بن استيلر نشان داده است كه علاوه بر ايفاي نقشهاي جدي ميتواند به عنوان يك هنرپيشه كمدي هم قوي و زيبا ايفاي نقش كند. كماينكه يكبار در سال 1983 با بازي در فيلم سلطان كمدي اثر مارتين اسكورسيزي اين مطلب را ثابت كرده بود. در اين فيلم او با غولي همچون جري لوئيس همبازي بود. از آثار كمدي او ميتوان به اين موارد اشاره كرد. اين را تحليل كن ساخته سال 1999 هارولد رميس كه قسمت دوم آن با نام آن را تحليل كن نيز ساخته شد.
ملاقات با والدين محصول سال 2000 ساخته جي رواك و زمان نمايش ساخته سال 2002 تام دي از ديگر كارهاي كمدي او هستند.
بازي دنيرو بسيار روان و ساده و درعين حال قوي است. در بازي او كمتر ميتوان جوشش احساسات را ديد. بازي كه در بسياري از فيلمها او را به عنوان يك بازيگري كاملا ساده و معمولي نشان ميدهد ولي با كمي دقت ميتوان فهميد كه اين سادگي و رواني در ارائه شخصيتها تا چه حد توانسته است تماشاگر را به آن شخصيت نزديك كند و تمامي روحيات او را به تماشگر نشان دهد. اين سادگي در ارائه نقش باعث شده است كه بسياري از تماشگران او را در برابر هنرپيشگاني مثل آل پاچينو يا مارلون براندو هنرپيشه اي معمولي تصور كنند. ولي تنها با دقت به آن پنج دقيقه به ياد ماندني فيلم مخمصه كه رابرت دنيرو و آل پاچينو روبروي هم مينشينند و با هم صحبت ميكنند. كافي است كه ما را با اكثريت قريب به اتفاق منتقدان سينمايي هم عقيده سازد كه رابرت دنيرو هميشه به بهترين شيوه ممكن نقشش را ارائه ميدهد.
بهترينهاي دنيرو
رابرت دنيرو بازيگري درونگراست و بازيهاي تأثيرگذار او منبع الهام بسياري از جوانان بوده است. خيلي زود با تيم مارتين اسكورسيزي و فرانسيس فورد كاپولا آشنا شد. اين كارگردانان كه همچون رابرت دنيرو اصل و ريشهاي ايتاليايي داشتند تصميم بر ايجاد موجي از فيلمهاي انتقادي از سيستم سرمايه داري و جو بي خيالي حاكم بر آمريكا گرفتند. علمدار اين موج كاپولاي كبير بود. اما مارتين اسكورسيسي و رابرت دنيرو تيم هماهنگي از آب در آمدند.
مهمترين فيلمهاي رابرت دنيرو را اسكورسيسي كارگرداني كرده است و بي ترديد ميتوان بازي دنيرو در نقش تراويس بيكل را الگويي براي كل بازيگري وي در نظر گرفت. عنوان اين فيلم راننده تاكسي بود و دنيرو در نقش يك سرباز از جنگ برگشته كه بعلت اختلالات رواني قادر به خوابيدن نيست در مؤسسه تاكسيراني مشغول بكار ميشود و با بي تفاوتي حاضر به مسافركشي شبانه در محله هارلم نيويورك ميشود. تراويس (كه نقش او را دنيرو بازي ميكند) پس از اندي متوجه فجايعي كه در خيابانها و در بطن مردم در جريان است ميشود و با وجود حالت انفعالي كه دارد تصميم به برطرف كردن اين مشكلات مينمايد. روشهاي او خشونتبار است و نهايتا تنها قادر به بازگردانيدن جودي فاستر (كه در سن 14 سالگي نقش يك فريب خورده را بازي ميكرد) به خانه ميگردد. حس انزواي تراويس تا مدتهاي مديدي بر بازي دنيرو سنگيني ميكرد. البته دنيرو بازيگري چيره دست است و با ايفاي نقشهاي متفاوتي پس از اين فيلم سعي در دور شدن از كاركتر تراويس داشت.
دنيرو براي بازي در نقش جيك لاموتا (بوكسور موفق آمريكايي در دهه 1940 و اواسط 1950) برنده اسكار بازيگري گرديد. او براي ايفاي نقش جيك لاموتا 25 كيلوگرم وزن اضافه كرد و ضرب المثل بازيگري گرديد. فيلمهاي خوب دنيرو بسيارند. روزي روزگاري در آمريكا يك اوديسه بود. شكارچي گوزن يك فيلم انتقادي محشر از جنگ ويتنام بود. بيداريها فيلمي در مورد يك بيمار فلج ذهني بود كه دنيرو نقش او را بخوبي ايفا كرد. تنگه وحشت يك فيلم تكان دهنده در مورد وحشت از انتقام بود. دنيرو براي اين فيلم دندانهاي خود را با اورتودنسي بهم ريخت و تنش را با جوهر گياهي (كه بعدها جذب بدن ميشد) كلا خالكوبي كرد تا نقش يك جنايتكار را بازي كند. واقعا كدام بازيگري را سراغ داريد كه اينچنين عاشق نقشهايي باشد كه بازي ميكند.
از مهمترين فيلمهايش ميتوان موارد ذيل را نام برد: 1973- خيابانهاي بيرحم 1974- پدر خوانده: قسمت دوم 1976- راننده تاكسي 1977- آخرين قارون 1978- شكارچي گوزن 1980- گاو خشمگين 1983- سلطان كمدي 1984- روزي روزگاري در آمريكا 1985- برازيل 1986- مأموريت 1987- تسخيرناپذيران 1990- رفقاي خوب 1990- بيداري ها 1991- تنگه وحشت 1994- فرانكشتاين 1995- كازينو 1998- رونين 1999- اين را تحليل كن 2000- ملاقات با والدين 2002- آن را تحليل كن 2004- ملاقات با خانواده فاكرز.چوپان خوب۲۰۰۶-قایم موشک-۲۰۰۴-و ......


بیو گرافی بهنوش بختیاری
بهنوش بختياري بازيگري كه در اكثر ساخته هاي مهران مديري حضور داشته و با نقش هاي متفاوت بر محبوبيت خود در بين سريال هاي تلويزيون افزوده است. بهنوش بختياري متولد 29/2/1354 در بيمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمري است.
پدرش بختياري و مادرش تهراني است. بهنوش عضو آخر يك خانواده 6 نفري است. يك خواهر و دو برادر بزرگ تر از خود دارد كه هر سه متاهلند.
در رشته مترجمي زبان ليسانس گرفته و با توجه به علاقه فراواني كه به اين رشته دارد به محض اين كه فرصتي پيدا كند، به سراغ اين رشته و ترجمه متون مي رود.
با توجه به شايعات فراواني كه در مورد ازدواج او بر سر زبان هاست هنوز مجرد است و به قول خودش شايد اصلا ازدواج نكند..شایدم...
با مجموعه هواي تازه ساخته محمد رحمانيان پا به عرصه بازيگري گذاشت و بعد از آن در مجموعه هاي وكيل محله، خانه قديمي، سايه ها و معجزه وكيل هم بازي كرد.
قبل از بازيگري به عنوان منشي صحنه فعاليت مي كرد كه اين كار او را بسيار مسئوليت پذير و منظم بار آورد كه پايه گذار موفقيت هاي او در بازيگري بود.
سال 75 به مدت يك سال زيرنظر خانم مهتاب نصيرپور در مدرسه رسام هنر دوره يك ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبيات بازيگري آشنا شد.
به موسيقي علاقه فراواني دارد، پدرش هم در اين وادي كار مي كند و يكي از دو برادرش هم در زمينه موسيقي فعال است.
در مجموعه زير آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستيار كارگردان در كنار مهران غفوريان حضور داشت.
علاقه زيادي به فوتبال ندارد اما فوتبال هاي ملي رادنبال مي كند در صورتي كه فرصت پيدا كند به ورزش بدنسازي مي پردازد.
علاقه اي به بيزينس ندارد. به قول خودش هر كسي جلوي او از پول و حساب و كتاب حرف بزند احساس مي كند او سرگرم صحبت به زبان اسپانيايي است.
عاشق خطاطي است و خيلي دلش مي خواهد اين هنر را به صورت حرفه اي دنبال كند.
با توجه به مشغله كاري فراوان زياد به كارهاي خانه داري و آشپزي نمي رسد اما بسيار منظم و خوش سليقه است. چلوكباب از غذاهاي مورد علاقه اوست.
عاشق لهجه بختياري پدرش است اما خودش به لهجه بختياري صحبت نمي كند.
علاقه فراواني به مسافرت دارد. آخرين مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعين اردبيل به يادماندني ترين نقطه اي بود كه به مسافرت رفته است.
علاقه فراواني به مطالعه دارد و تا فرصتي به دست آورد به مطالعه مي پردازد. او عاشق مطالعه كتاب هاي روان شناسي و رمان است. آخرين كتابي كه مطالعه كرده سلاخ خانه شماره 5 بود.
در دوران كودكي برخلاف بسياري از بچه ها كه خيلي شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوست داشتني بوده.
به موسيقي كلاسيك علاقه فراواني دارد و از بين خوانندگان پاپ به صداي رضا صادقي، مرحوم ناصر عبداللهي و مازيار علاقه فراواني دارد.
در صورتي كه وقت كند به سينما مي رود. او سعي مي كند همه فيلم هاي روز را ببيند. آخرين فيلمي كه در سينما ديده A«وقتي همه خواب بودنA» است.
علاقه فراواني به مهمانداري هواپيما دارد. او پذيرايي در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد.
از خواندن شعر لذت مي برد، اما اصلا نمي تواند شعر بگويد و يا شعر حفظ كند ولي بسيار روحيه رمانتيكي دارد.
آخرين كارهايش مستند ايرانگردي و كار 90 دقيقه اي A«يك روزي زنجيرش رو پاره مي كنمA» ساخته آقاي عباسي است كه هنوز پخش نشده.
به بازي خانم ها ثريا قاسمي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ليلا حاتمي، سحر ولدبيگي و شقايق دهقان علاقه فراواني دارد.
تا به حال در اكثر كارهاي مهران مديري به ايفاي نقش پرداخته و در اكثر نقش هايش موفق ظاهر شده است، به هيچ عنوان از بازي كسي ايراد نمي گيرد و اهل بدگويي نيست.
براي بازي چندين پيشنهاد دارد كه به خاطر بازي در مجموعه باغ مظفر به پيشنهادهايش جواب نه داده. او شرط بازي در كارهاي روتين را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان مي كند.
وی در حال حاظر در مجموعه چهار خونه به ايفاي نقش می پردازد....![]()

![]()

بیو گرافی گروه back street boys
تاريخ تشكيل: 1993-فلوريدا امريكا.
اعضاء گروه:


ALEXANDER JAMES MCLEAN 2-
نام هنري:AJ MCLEAN
اسامي مستعار:ALEX-MR.COOL-BONE
تاريخ تولد: 9 ژانويه 1978-فلوريدا امريكا.
موارد ديگر: وي در كـودكـــي مدل بوده است- وي به الكل
اعتياد مختصري داشته و از افسردگي نيز رنج ميبرد.

3-BRIAN THOMAS LITTRELL
نام هنري:BRIAN LITTRELL
اسامي مستعار:BRI-B-B ROK
تاريخ تولد: 20 فبريه 1975-كنتاكي امريكا.
قد: 173 سانتي متر.
همسر:LEIGHANNE LITRELL----ازدواج: 2000.
پسر:BAYLEE---3 ساله. 
4-KEVIN SCOTT RICHARDSON
نام هنري:KEVIN RICHARDSON
اسامي مستعار:BOO-TRAIN
تاريخ تولد: 3 اكتبر 1971 كنتاكي امريكا.
قد: 185 سانتي متر.
همسر:KRISTIN RICHARDSON---ازدواج: 2000 .
موارد ديگر: وي مربي رقص نيز ميباشد.

5-HOEARD DWAINE DOROUGH
نام هنري:HOWIE DOROUGH
اسامي مستعار:SWEET D-HOWIE D
تاريخ تولد: 22 آگوست 1973-فلوريدا امريكا.
قد:168 سانتي متر
جوايز دريافتي:
WORLD MUSIC AWARDS-BILLBOARDS AWARDS
آلبومها:
1996/1997 Backstreet Boys:

1999 Millennium:

2000 :Black & Blue

The Hits: Chapter One۲۰۰۱
۲۰۰۵:Never Gone
شمار آلبومهاي بفروش رفته: 75 ميليون.
بیوگرافی لئوناردو دی کاپریو

بیوگرافی مهناز افشار
متولد 1356 در تهران. ديپلم علوم تجربي.
شباهت بيش از حد او به فائقه آتشين (گوگوش) باعث شد تا قبل و بعد از اكران فيلم شور عشق به خواست خود سوژه اول مطبوعات باشد. بعد از مدتي جنجال مطبوعاتي و پس از توقيف فيلم خاكستري مدتي از او خبري نبود تا اينكه پس از يكسال با بازي در فيلم نگين به سينما بازگشت. آخرين بازي او حضوري افتخاري در فيلم ملاقات با طوطي ساخته عليرضا داودنژاد است.
مهناز افشار :

دلم مي خواهد روانشناسي بخوانم سفر خارج هم نداشته ام و از بازي هاي کامپيوتري سالاد فصل و خريد لباس و پوشيدن آن خيلي خوشم مي آيد و در میوه ها از گوجه سبز و آلبالو خوشم ميآيد و همين طور موسيقي و کتاب و ورزش رادوست دارم معتقدم هميشه بايد ياد گرفت و با غرور هم ميانهاي ندارم ....
در زمينه سينما در کارنامه مهناز افشار فيلمهایي چون :
گمشده - (مجموعه تلويزيوني، 1376)
دوستان - (علي شاه حاتمي، 1377)
شيرهاي جوان - (محسن محسني نسب، 1378)
شور عشق - (نادر مقدس، 1378)
خاكستري - (مهرداد ميرفلاح، 1379-80)
نگين - (اصغر هاشمي، 1380)
شياد - (قدرت الله صلح ميرزايي، 1381)
ملاقات با طوطي - (عليرضا داودنژاد، 1381)
كما - دختري در قفس - زهرعسل - ۱۳ گربه روي شيرواني - سالاد فصل- آتش بس -کلاغ پر - شام عروسی-چه کسی امیررا کشت؟-تله-رئیس-و..... وجود دارد.
همه چیز در مورد زنده یاد ناصر عبداللهي خواننده خوب کشورمان ایران

دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشتپا به رسم دنيا زد و رفت
زندهها خيلي براش كهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هواي تازه دلش ميخواست ولي
آخرش توي غبارا زد و رفت
دنبال كليد خوشبختي ميگشت
خودشم قفلي رو قفلا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توي شيشه فردا زد و رفت
دفتر گذشتهها رو پاره كرد
نامه فرداها را تا زد و رفت
به سرش هواي حوا زد و رفت
«ناصر عبداللهي» خواننده پاپ كشورمان ظهر امروز در بيمارستان هاشمينژاد تهران درگذشت... خواننده معروف ترانه «ناصريا» بامداد سوم آذر ماه در بيمارستان خليجفارس بندرعباس به دليل مشكلات كليوي و از كار افتادن كليه بستري شد و سپس به كما رفت و بعد از چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد و سپس به تهران منتقل شد، اما اجل به او مهلت نداد و ظهر امروز درگذشت.
آيا ايرانيان به راحتي ميتوانند صداي دلنشين او را از خاطرهها پاك كنند، آيا ميتوانند به همين راحتي از او دل بكنند. دنيا چقدر كوچك است... انگار همين ديروز بود، كه در تالار اجتماعات دانشگاهالزهرا براي ازدواج دانشجويي حاضر شده بود، مردي خونگرم كه براي خوشي مردم همه كار ميكرد، دريك شب برفي او تازه عروس و دامادها را با صداي دلنشين خود تا خانه مشتركشان بدرقه كرد... انگار همين ديروز بود، با هم در برنامه جشن فارغالتحصيلي دانشجويان يكي از دانشگاههاي آزاد اطراف تهران، به همراه بهزاد ابطحي شركت جستيم و او براي مدعوين تكنوازي گيتار و پركاشن كرد. ميگفت پول نميخواهم، براي اين كه خاطرهاي خوب از خودم به يادگار بگذارم آمدهام... انگار همين ديروز بود، پشتصحنه، كنسرتش در تالار ميلاد... به من گفت: «پژمان»، از ما كم مينويسي و من گفتم: «ناصرجان، از تو چه بنويسم؟ آنچه كه بايد مينوشتم طي سالها كار خبرنگاري نوشتم، همه ايران تو را ميشناسند، جنوبي و شرقي و شمالي و غربي... و گفت: چهطور؟ گفتم: تو با تمامي خوانندگان خوب ايران تفاوت داري؟ بم صدايت درمغز استخوان انسان تا سالها ميماند، تنظيمهاي زيبايي فولكور تو به اين راحتيها از خاطر هيچكس بيرون نميرود... از تو چه بنويسم، تويي كه نامت در تمام ايران زبانزد است... بر روي شانهام زد و گفت: ما را چه به اين حرفا...
واقعا تا 50 سال ديگر كه بشود، نسلهاي امروز و فردا، ترانه «ناصريا» را هر گاه كه گوش دهند، برايشان تازگي دارد...
انگار همين ديروز بود، فرهنگسراي خاوران... شهرداري از او دعوت كرده بود كه براي اهالي آنجا كنسرت برگزار كند... نميدانيد آن شب او چه كار كرد؟ دلخوشي مردم، دل خوشي او بود... از مرحوم عبداللهي خاطرات فراواني دارم... اما چند ساعت از مرگ او نگذشته و من حال درستي ندارم، انگشتانم توان قلم فرسايي ندارد... با او، بهزاد ابطحي و سعيد شهروز خاطرات زيادي دارم... زماني كه در آلبوم «غزلك»، سعيد يكي از ترانه ها را با هم كاري ناصر خوانده بود، تا صبح در استوديو بوديم، روحيه او مثالزدني بود و تشويقهايش دلگرم كننده... چند سطري درباره زندگي مرحوم به رشته تحرير درآوردم، مروري بر زندگي 36 سالهاش...
ناصر عبداللهي در دهم ديماه 1349 در محله مسجد بلال بندرعباس متولد شد. فرزند سوم خانواده است و چهار برادر و يك خواهر دارد. در حال حاضر متاهل و چهار فرزند به نامهاي نويد، نازنين، نامي و نينا دارد. فرزند آخرش، به نام نينا، هفت ماهه است.
جمعه شب چند هفته پيش، در برنامه عبور شيشهاي رضا رشيدپور مجري برنامه اعلام كرد: لحظاتي پيش به من خبر رسيد كه خواننده خوب كشورمان ناصر عبداللهي دچار يك سانحه شده است و در كما به سر ميبرد.
خبر سخت و ناگوار بود. محمد اصفهاني كه مهمان برنامه بود، سعي كرد هر طور شده خبري تهيه كند اما از آنجا كه ناصر عبداللهي در بيمارستاني در بندرعباس بستري بود، نتوانست به اين مهم دست پيدا كند.
آنهايي كه خود را جزوي از جامعه اين موسيقي ميدانستند و بيننده اين برنامه بودند، با شنيدن اين خبر شوكه شدند. <ناصر در كما...> مگر چه اتفاقي برايش افتاده است. اولين سانحهاي كه براي ناصر پيشبيني ميشد، تصادف با اتومبيل بود.
اين خبر در ساعات پاياني آن شب در محافل هنري پيچيد كه ناصر در حال رانندگي تصادف شديدي كرده و در كما به سر ميبرد.
صبح شنبه چند سايت خبري اعلام كردند كه ناصر عبداللهي خواننده پرآوازه پاپ ايران در بيمارستان محمدي بندرعباس، در حالت كما به سر ميبرد و دياليز كليه ميشود.
حالا همه از يكديگر ميپرسيدند كه چه اتفاقي براي او افتاده؟ دياليز چرا؟
<سعيد شهروز> دوست صميمي ناصر عبداللهي تلفن را برميدارد. الو...
منم... چي شده سعيد؟
سعيد گريه ميكند: <حالش اصلا خوب نيست،> او خاطرات فراواني با ناصر دارد، سعيد نميتواند به درستي صحبت كند، ميگويد: <دارم با بهنام ابطحي ميروم بندرعباس.>
سعيد! ناصر چه طوري تصادف كرد؟
تصادف؟ تصادف نكرد، كتكش زدهاند، به قصد كشت زدنش بيمعرفتها! بيانصافها!
كي؟ چي؟ كتك چيه؟ سعيد چي ميگي؟
نميدانم، پريشب (پنجشنبه)در يکي از کوچه هاي بندرعباس او به طرز فجيعي مورد هجوم قرار گرفت.
صورتش به كلي به هم ريخته، آنقدر لگد به پهلوهايش زدهاند كه كليههايش از كار افتاده است، ضريب هوشياش 5 و فشارش 6 است، ميروم بندرعباس زنگ ميزنم. اين اولين خبري بود كه از ناصر عبداللهي به دست آورديم.
اين اتفاق باعث شد كه ظرف دو سه روز حرف و حديثهاي زيادي درباره ناصر عبداللهي بر سر زبانها بيفتد، ناصر چرا به اين وضع افتاد؟ آيا او دشمناني داشت كه وي را به اين روز انداختند؟
ناصر عبداللهي از اهالي خونگرم بندرعباس است كه در سال 1349 ديده به جهان گشود.

وي در خانوادهاي متعصب و مذهبي به دنيا آمد، هنوز بيست سالش تمام نشده بود كه با دختري از اهالي بندرعباس ازدواج كرد. ثمره اين ازدواج سه فرزند بود.
وي در آن زمان براي دلش گيتار مينواخت. از همان زمان بمي صدايش شديدا گوشنواز بود، در اواسط دهه هفتاد، برنامهاي از شبكه اول پخش ميشد، به نام برنامه صبح بخير ايران كه مجري آن اقبال واحدي هفتهاي يك بار اين برنامه را در مركز استان برگزار ميكرد آن روز گرم تابستان هم، واحدي برنامهاش را آنجا اجرا كرد.
در آن صبح دلانگيز جواني با نواختن كيبورد، در پشت صحنه، موسيقي زيبايي را به معرض نمايش گذاشت.
پس از اتمام برنامه، <اقبال واحدي> به او پيشنهاد داد كه به تهران بيايد و موزيك صحنه مجريان تلويزيون در برنامههاي ارگاني و غيردولتي كه از سوي شركتها برگزار ميشد، را بر عهده گيرد. سپس ناصر به تهران آمد، اما اين ناصر را راضي نميكرد... در همان زمان موسيقي پاپ كمكم جاي خود را در كشور باز كرده بود. در سال 1376، خشايار اعتمادي پس از سالها، اولين آلبوم پاپ را روانه بازار كرد. پس از او چند خواننده ديگر اين كار را كردند و همين امر باعث شد تا ناصر عبداللهي هم كه از يك نعمت خدادادي به نام صداي خوش برخوردار بود، وارد اين ميدان شود. در سال 78، او به همراه بهنام ابطحي آلبومي را تنظيم كرد كه بسيار شنيدني بود.
آلبوم <دوستت دارم> با دكلمه پرويز پرستويي. عبداللهي با اين آلبوم خيلي زود جاي خود را در پيشگامان موسيقي پاپ باز كرد و نامش بر سر زبانها افتاد. صداي زيبايش كه يك بمي خاص داشت به همراه تنظيمهاي زيبا كه تلفيقي از موسيقي خبري بود، ترانههاي او را شنيدني كرد. عبداللهي زودتر از آنچه كه فكر كند، اوج گرفت و <ناصر> مردم ايران شد. ترانه <ناصريا> و همچنين آلبوم <هواي حوا>ي او اوج كارهاي هنري اين خواننده بود.
يك منبع آگاه به ما گفت: <اين فرضيه كه ناصر عبداللهي در جايي ديگر مورد ضرب و شتم قرار گرفته و سپس به خانه آورده شده، كمرنگتر است، به احتمال زياد، وي در منزل مسكونياش دچار اين سانحه شده است. او به احتمال زياد مهاجمين را ميشناسد.>
ناصر عوض شده بود!

آنان كه دوستي نزديكي با ناصر عبداللهي داشتند با خصوصيات اخلاقي او كاملا آشنا بودند. يكي از دوستان نزديك عبداللهي كه دوست نداشت نامش فاش شود، به ما ميگويد: اين اواخر ناصر از لحاظ اخلاقي كمي تغيير كرده بود.
او رو به عرفان آورده بود و بيشتر وقت خود را با خواندن كتاب صرف ميكرد. او ميگفت: شايد آلبوم <معجزه>، آخرين آلبومم باشد، براي اين آلبوم خيلي زحمت كشيدم. عبداللهي چهارماه پيش به بندرعباس بازگشت و در محلهاي كه به دنيا آمد، خانهاي اختيار كرد.
پس از دو هفته از بستري شدن عبداللهي در بندرعباس او به هوش نيامد. از اين رو تصميم بر اين گرفته شد كه وي را به تهران و به بيمارستان شهيد هاشمي نژاد منتقل كنند. گرچه اين در حالي بود كه متخصصان در بندرعباس ميگفتند، وي بايد خود به خود به هوشياري برسد. در روزهاي اول بستري شدن ناصر، ضريب هوش او 5 بود اما پس از چند روز اين ضريب هوشي دوباره بالا رفت، ولي دو هفته پس از گذشت اين حادثه يك بار ديگر ضريب هوشي به 5 رسيد از اين رو پزشكان با نظر خانواده تصميم گرفتند كه ناصر عبداللهي در تهران بستري شود، به اين اميد كه او هوشياري كاملش را به دست آورد.
در همين ارتباط يك منبع آگاه به ما گفت: متاسفانه پس از گذشت 21 روز (سه هفته) از آن واقعه اوضاع مساعدي در انتظار ناصر نيست، به ويژه اينكه كليههاي او هم از بين رفته است و به احتمال زياد اين نقيصه را تا پايان عمر با خود به همراه دارد. از طرفي صورت ناصر بسيار لاغر و نحيف شده است و با ديدن او به ياد مردي مي افتاديم كه روزگاري صدايش دل همه را مي لزراند.
سعيد شهروز گفت: براي اينكه ناصر هوشيارياش را به دست آورد، داخل گوش وي هدفون گذاشتهاند و ترانههاي خود او را برايش پخش ميكنند و ديده شده كه او بارها پلك زده است اما در يك مدت كوتاه پزشكان اميدوار بودند که موفق نشدند.
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشتپا به رسم دنيا زد و رفت
زندهها خيلي براش كهنه بودند
خودشو تو مردهها جا زد و رفت
وبلاگ محسن سرافراز، اين ضايعه دردناك را به جامعه موسيقي ايران، خانواده وي، مادر داغدارش و تمامي ايرانيان عزيز تسليت عرض مينمايد... ياد و خاطره ناصر براي هميشه در دل هاست...
ناصر اگر به تقدير خدا زنده بود، دهم دي ماه سال 1385، 36 ساله شدن خود را جشن ميگرفت.
اين مطلب متعلق به سايت ksabz.netميباشد.......
روحش شاد و يادش گرامي باد.... .
![]()
هنرمندان ایرانی مقیم خارج

۳.نازنین بنیادی(Nazanin Boniadi) یکی از هنرپیشه های جوان ایرانی است که در حال حاضر در هالیوود مشغول به ایفای نقش است.وی هم در تلویزیون و هم در سینما فعال است.
نازنین متولد تهران است ، والدین نازنین خیلی سریع در بیست روز بعد از تولدش او را از ایران خارج کردند.و تا 19 سالگی ساکن لندن بود و سپس به لس آنجلس آمریکا نقل مکان کرد. والدین وی با تکیه بر تربیت ایرانیان نیک آیین و اخلاق و راستی و درستی و تحصیل نازنین را پرورش دادند.وی از یک مدرسه معتبر خصوصی در لندن فارغ التحصیل گشت. وی دارای مدرک تحصیلی عالی از دانشگاه اوروین کالیفرنیا در رشته علوم زیستی است وی تحقیقاتی هم در مورد سرطان داشته است که او را صاحب جایزه چانگ پی چون دانشجوی دوره لیسانس کرد.
وی همچنین مهارت خاصی در اسکی روی یخ ، رقص شکم ، غواصی زیر آب دارد که نشان از استعداد شگرف این بانوی ایرانی دارد.
نازنین از ده سالگی اشتیاق فراوانی به هنر داشت و در کالج سلطنتی موسیقی در لندن به استعداد خود پی برد و با آموختن ویولن به پرورش استعداد خود پرداخت. نازنین بنیادی سابقه زیادی در بازیگری ندارد اما یکی از درخشان ترین چهره های ایرانی حاضر در هالیوود در کنار دیگر بازیگران مشهور نظیر شهره آغداشلو است. وی در مصاحبه ای با صدای آمریکا گفت که از شرکت در نقش هایی که خاورمیانه ای و تروریستی دارد بیزار است. از فیلم های که این بانوی ایرانی در آن ایفای نقش کرده است می توان به game faceبا کارگردانی جیمز رودیمر, Shade of ray به کارگردانی جعفر محمود و Kal: Yesterday & Tomorrow به گارگردانی فریا پارخ اشاره کرد. game faceفيلم کمدي است و نازنین بنیادی بازیگر ایرانی نقش زنی را دارد که از عشق بيزار شده است و اجازه نمي دهد که نه خودش عاشق کسی بشود و نه کسی عاشق وی شود. از دیگر فیلم های که وی در آن ایفای نقش کرده است دی سنيچ نام دارد.
۴.آرش لباف
متولد 1356 تهران
محل زندگی : مالمو ، سوئد
شغل : خواننده ، تهیه کننده ، آهنگساز
علاقه مندی : بسکتبال ، اسکیت ، جمع آوری کلاه (به خصوص لبه دار)
ده سال اول زندگیش را در تهران سپری کرد و بعد از آن به اروپا رفت.
در اواخر دهه 80 به همراه خانواده به سوئد مهاجرت کرد.در ابتدا به شهر آپسالا و بعد از 5 سال به مالمو " شهری که هنوز در آنجا اقامت دارد رفتند.
در سال 2004 با انتشار اولین آلبومش "برو برو " به عنوان یکی از بهترین خوانندگان سوئد شناخته شد. و آلبومش توی کشورهای مختلف جهان فروش بالایی داشت.
۵.علی مواساط مشهور به دی جی علی گیتور
دی جی علی گیتور چندین بار در دانمارک به خاطر ساختن آهنگ های کلوپی از طرف MTV جایزه گرفته است
سومین آلبومش Music Is My Language نام دارد.
یک خاطره شیرین ازعلی رو اینجا میذارم خوندنش خالی از لطف نیست:
"یه بار که در دبی کنسرت داشتم یه آقایی که مسئولیت کنسرت رو به عهده داشت به من گفت که میدونی چقدر ایرانی امشب میان ، گفتم نه به خدا ، گفت هر هواپیمایی که از تهران اومده دوبی همه بچه های ایرانی هستن که از تهران اومدن اینجا و بیشترینشون هم نمی ودونن که تو یه ایرانی هستی ، من خوشحال شدم و تصمیم گرفتم تا ایناره سورپرایز کنم بعد وسط کار موسیقی رو Stop کردم و به اینگلیسی گفتم اینجا ایرانی هست همه ی دستها رفت بالا و دفعه ی دوم هم این سوال رو کردم و لباسم رو در آوردم و روی لباس زیری من نوشته شده بود ایران که خیلی مردم خوشحال شدن ولی اونجا هم هنوز مردم نمی دونستن که من میتونم فارسی صحبت کنم. خلاصه دوباره کنسرت رو ادامه دادیم و کنسرتم تموم شد دوباره صدا رو Stop کردیم و اول برای کسانی که انگلیسی بودن و اومده بودن به انگلیسی گفتم دیگه میخوام یه چند کلمه ای حرف بزنم. و وقتی که من ( به فارسی ) گفتم سلام به همه ی بچه های ایرانی که امشب تشریف آوردن دیگه شما باید استدیو رو میدیدین یعنی اگه اون استدیو سقف داشت سقفش میومد پایین . که بعضی ها شروع کردن به گریه کردن که من اشک اونارو دیدم اشک تو چشمام جمع شد و خودم برای اولین بار رو صحنه اشکم در اومد ."
هنرمندان ایرانی مقیم خارج
همه چیز در مورد شادمهر عقیلی
متولد هفتم بهمن ماه هزا ر و سیصد و پنجاه و یک خیابان جیحون.او در یک خانواده شش نفره به دنیا امد.فرزند اخر خانواده است.دو برادرش به شهادت رسیده اند. پدرش در دوران نوجوانی شادمهر به دلیل بیماری سرطان در گذشت. از کودکی با دیدن سازهای موسیقی به این رشته هنری علاقه مند شد.
از ده سالگی ویلون را به عنوان ساز اصلی انتخاب کرد. از همان اغاز فعالیت موسیقی عشق و علاقه خاصی به نوازندگی و ساخت اهنگ داشت و زیاد به سمت و سوی خوانندگی نمی رفت.
مدتها در ستارخان منطقه شهر ارا ساکن بود و بعد به جردن نقل مکان کرد. بعد از اتمام مقطع راهنمایی به هنرستان موسیقی رفت. سال شصت و هفت از هنرستان موسیقی به اتفاق یک گروه به واحد موسیقی صدا و سیما رفت. فواد حجازی هم جزو ان گروه بود. در همانجا بود که با خشایار اعتمادی و علیرضا عصار اشنا شد.
اولین ترانه ای که خواند معبود بود و بهار من اولین کاست مستقل او بود. پدرش اهل طالقان بود. هیچ گاه نتوانست در ایران مجوز کنسرت بگیرد. فروش کاست دهاتی او بسیار بالا بود.
خودش تا زمانی که از ایران برود از میان ترانه هایی که خوانده بود: هزار و یکشب یاس و دلخوشی را بیشتر دوست داشت. محبوب ترین خواننده موسیقی پاپ است.
بسیار محتاط و محافظه کار است. بعد از انقلاب اولین خواننده ای بود که در سینما هم به عنوان بازیگر حضور پیدا کرد. تا قبل از اینکه بازیگر شود شاید ماهی یک بار به سینما می رفت. هرگز در عرصه موسیقی از استادی بهره نگرفت. بیش از اندازه به مادرش علاقه دارد و خیلی اصرار داشت مادر با او به ان شوی مرزها برود اما مادرش نپذیرفت.
ورزش را دوست دارد و در عرصه ورزشهای اسکی روی اب و شمشیر بازی مدتها فعالیت می کرد. جودو و تکواندو هم کار کرده. در دوران مدرسه هم مرتب فوتبال بازی می کرد و تا قبل از رفتن عضو ثابت تیم فوتبال هنرمندان بود.
ترانه ادم فروش او را نیلوفر لاری پور و فرزاد حسنی سروده اند. برادرزاده اش هومن هم خواننده است. اهل دود و دم نیست و سیگار هم نمی کشد. اولین اتومبیل او یک پراید بود.
از ایران به کانادا رفت. او نواختن اکثر سازها را بلد است. از سنتور و گیتار گرفته تا پیانو و ویلون و ...
می گویند برای بازی در فیلم شب برهنه سعید سهیلی حدود بیست میلیون تومان دستمزد گرفت.زیاد اهل دردل کردن نیست و ادمی تودار است. تا چندی قبل با اشپزی میانه خوبی نداشت و مثل اکثر مردان ایرانی فقط بلد بود نیمرو درست کند البته حالا حتما اشپز خوبی شده است.
در یکی از کنسرتهای او در دبی یکی از تجار اماراتی یک ساعت مچی به او هدیه داد که قیمتش دوازده میلیون تومان بود.
او بعد از مدتی اقامت در کانادا کلاسهای اموزش گیتار و ویلون راه انداخت و اواسط سال هشتاد و دو توانست یک اپارتمان در کانادا بخرد و با اجاره نشینی خداحافظی کند.
نام پدرش علیقلی بود. اردیبهشت سال هشتاد ایران را ترک کرد. بعد از رفتنش شایعات زیادی درباره او گفته شد از جمله اینکه زندانی شده به بیماری روانی دچار گشته و ... ولی همه اینها شایعه ای بیش نبود. می گوید دلش برای ایران خیلی تنگ شده.
اهل دروغ نیست و بسیار دست و دل باز است.
خسرو شکیبایی را خیلی دوست دارد و با او صمیمی است. قصه فیلم پرپرواز به زندگی واقعی او خیلی نزدیک بود. مدتی در کالج تورنتو در رشته موسیقی تحصیل کرد.
جان وارد اندرسن خبرنگار بخش خارجی واشنگتن پست سال هشتاد پش از دیدار از ایران مطلبی نوشت که با این جمله اغاز می شد: ایران اسلحه جدیدی در مقابل غرب به کار گرفته است شادمهر عقیلی. البته این حرف خبرنگار بیش از حد اغراق امیز است.
شادمهر وقتی در ایران بود البومی ساخت به نام ادم و حوا که هیچ گاه مجوز نگرفت و شادمهر تهدید کرده بود که ممکن است به لس انجلس بود. تهدیدی که پخش صدای او را از رادیو و تلویزیون ممنوع کرد.
همیشه تیپ اسپرت می زند. روابط عمومی خوبی ندارد. مدتی در ایران در عرصه خوانندگی ممنوع الفعالیت شد.
یبوگرافی
بیوگرافی مستر بین
مستربین عاشق ماشین های اخرین مدل
مستربین شاید اخرین بازمانده از نسل کمدین هایی باشد که به تنهایی در صحنه می شود و بدون استفاده از طنز کلامی بیننده را به خنده وا می دارد " این کمدین انگلیسی ساده و معمولی میلیون ها نفر را در سراسر دنیا خندانده است " محبوبیت زیادی در سراسر کشورها از جمله ایران به دست اورده و در دهه 1990 ستاره بی رقیب دنیای فیلم و سرگرمی بود . شخصیتی با رفتار کودکانه که گهگاه فکرهای بی نظیر نابغه ها به ذهنش می رسد . کسی که با رفتار خشک و سرد خود و بدون شکلک دراوردن مرسوم " محبوبیت زیادی در دنیای کمدی کسب کرد . در این بیوگرافی باز هم نگاهی به 30 سکانس از فصل های زندگی (( روان اتکینسون )) خالق مستربین :
نام واقعی مستربین
نام واقعی و کامل مستربین (( روان سباستین اتکینسون )) است و با وجودی که نقش ها و فیلم های دیگری را هم در کارنامه کاری خود دارد با نام (( مستربین )) جاودانه شده است .
خانواده و سال های اول زندگی
پدرش (( اریک اتکینسون )) و مادرش (( الامی )) کشاورزانی بودند که در شمال غربی شهر دورهام انگلستان زندگی می کردند و او هم در 6 ژانویه 1955 در همین خانه به دنیا امد و دو برادر دارد .
تحصیلات
او در همان شهر دورهام به مدرسه رفت ولی بعدها در دانشگاه نیوکاسل مهندسی الکترونیک خواند و تحصیلات خود را در دانشگاه اکسفورد برای فوق لیسانس ادامه داد .
تجربه های اکادمیک و کمک به بازیگری
او برای پیشرفت در عرصه هنر تجربه حضور و تشکیل پخش اجتماعی هنرهای دراماتیک دانشگاه اکسفورد و تجربه حضور در باشگاه تئاتر انگلستان از سر گذرانده و البته اشنایی با ریچارد مدتیسن نویسنده و هاوارد گودال اهنگساز هم نقش زیادی در زندگی هنری او داشته اند .
حضور اولیه در تلویزیون
بعد از پایان تحصیلات در دانشگاه او کار خود را با انگلس دیتون ? یکی از دوستانش و با نویسندگی متن های طنز در رادیو ادامه داد ولی محبوبیت او در زمان بازیگری حضور در نقش ادموند بلک ربود بود که مخاطبان انگلیسی را به خود جذب کرد .
اغاز موفقیت
او در سال 1983 به همراه ریچارد کرتیس دوباره شروع به نوشتن متن های طنز کرد به طوری که در سال 85 فیلم (( بلکدر 2 )) و با فاصله دو سال فیلم های بلکدر 3 و 4 هم با شرکت اتکینسون ساخته شد و این مجموعه یکی از موفقیت های بزرگ طنز در دهه 1980 بود .
سبک بازیگری
روش بازی اومشابه روش کمدی بازیگر نام اشنای عرصه طنز (( چارلی چاپلین )) و از طریق حرکات و فعالیت های بدنی بود و کمتر از طنز کلامی استفاده می کرد .
اوج شهرت با مستربین
- بالاخره اتکینسون در سال 1997 و با حضور در قالب مستربین به اوج شهرت خود رسید و (( مل اسمیت )) که تمامی مجموعه های مستربین را کارگردانی کرد توانست در مدت کوتاهی اتکینسون را تبدیل به یک بازیگر و فیلمنامه نویس مشهور و موفق کند .
محبوبیت تلویزیونی
- مجموعه تلویزیونی مستربین یک سری از 14 برنامه نیم ساعته بود که با نویسندگی خود اتکینسون در تلویزیون های انگلستان پخش شد و خیلی زود به محبوبیتی بی نظیر در تاریخ مجموعه های کمدی رسید .
اغاز و پایان مستربین
- اولین مجموعه (( مستربین )) در اول ژانویه 1990 به پخش رسید و اخرین مجموعه ان نیز با نام (( خداحافظ مستربین )) در 31 اکتبر 1995 از تلویزیون انگلستان پخش شد و به این جریان 5 ساله پایان داد .
رکورد شکنی در بیینده
- مستربین در طول دوره 5 سال پخش خود بینندگان زیادی را پای جعبه جادویی نشاند و قسمت (( کریسمس مبارک مستربین )) این مجموعه توانست رکورد 19 میلیون بیننده در سال 1992 را به دست بیاورد .
جوایز هنری
- مستربین جوایز زیادی را تا به حال به خود اختصاص داده است . او در سال 2005 با شرکت در فستیوال (( مونترال )) به عنوان بهترین بازیگر طنز در میان 50 هنرپیشه بزرگ کمدی جهان انتخاب شد .
ثروت کلان از طریق مستربین
- بازی در مجموعه مستربین باعث شد ثروتی حدود 11 میلیون دلار به دست بیاورد و اولین چیزی که با درامد کلانش خرید یک خودرو لوکس مرسدس مک لارن بود .
اخرین فیلم در سال 2007
- هواداران مستربین در سال 2007 در انتظار اخرین فیلم (( اقای بین فرانسوی )) هستند و زمزمه هایی وجود دارد که مستربین قصد دارد با حضور در این فیلم از این شخصیت خداحافظی کند .
اسم کوچک مستربین
- اسم کوچک و شغل مستربین هیچگاه برای مخاطبان تلویزیونی ان روشن نشد هر چند که در نسخه سینمایی ان در پاسپورت او به جای اسم کوچک (( مستر )) نوشته شده و شغل او هم نگهبان یک موزه بود .
مستربین و تبلیغات
- معروفیت او باعث شد صاحبان شرکت های بزرگ تجاری از مستربین به عنوان تبلیغی برای کارهای خود استفاده کنند از جمله این شرکت ها محصولات هیتاچی و شرکت فوجی فیلم بودند .
زندگی خصوصی
- اتکینسون در سال 1990 با (( سانترا ساتیدی )) ازدواج کرد جشن عروسی انها مهمانی بسیار کوچک و بی سروصدایی در شهر نیویورک بود .
فرزندان وخانواده
?
- مستربین وخانواده اش در حال حاضر در خانه ای اشرافی در شهر اکسفورد شاپر زندگی می کنند . او 2 فرزند هم به نام های (( لیلی )) و (( بنیامین )) دارد .
مرد ثروتمند انگلیس
- ثروت کنونی مستربین حول حوش 60 میلیون پوند است و او یکی از ثروتمندترین مردهای انگلستان به شمار می رود .
سرگرمی مورد علاقه
- سرگرمی مورد علاقه او ماشین های پرسرعت هستند ماشین هایی مثل استون مارتین " ائودی " لانچیا و مک لارن در کلکسیون او وجود دارند .
علاقه ویژه به ماشین
- علاقه بیش از حد او به به ماشین باعث شده که برای 2 مجله اختصاصی ماشین به نام های (( کار )) و (( راو )) مطلب بنویسد .
تدی بهترین دوست مستربین
- (( تدی )) اسم خرس مستربین است که در اکثر قسمت های مجموعه تلویزیونی او حضور دارد . او به نوعی بهترین دوست مستربین شناخته می شود . هر چند که در بعضی از قسمت ها از او هم به عنوان ابزاری برای رنگ کردن دیوار استفاده می شد .
ماشین دیدنی
-مینی ماینر مستربین هم یکی از مشخصه های اصلی مجموعه ? تلویزیونی اوست ولی جالب است بدانید ماشین نارنجی رنگی که او در قسمت اول استفاده کرد در پایان این قسمت صدمه اساسی دید و در سایر قسمت ها از ماشین دیگری استفاده شد .
دکتر مستربین !
- بعد از مشهوریت مستربین اتکینسون درس خود را تا مقطع دکترا در دانشگاه اکسفورد ادامه داد و این مسئله باعث شد تا مدتی از صحنه ها دور باشد .
سود سینمایی
- فیلم داستانی مستربین که چندی پیش در امریکا ساخته شد چندان رضایت طرفداران همیشگی او را براورده نکرد ولی سازندگان ان دلیل این مسئله را فروش بیشتر ان اعلام کردند که با سرمایه ای 22 میلیون دلاری بیش از 230 میلیون دلار در کشورهای مختلف فروش داشته .
کارتون مستربین
- در سال 2002 یک شرکت حرفه ای ساخت انیمیشن داستانی مستربین را به صورت سری کارتون هایی با الهام از شخصیت واقعی مستربین تهیه کرد هر چند که کلمه های این کارتون هم مثل فیلم ان بسیار کوتاه است . اتکینسون پذیرفت که به جای مستربین کارتونی صحبت کند .
تاثیر چهره در جذابیت شخصیت
- به خوبی از ویژگی های فیزیکی خود برای تاثیرگذاری بر مخاطبان استفاده می کند . چشم های گرد " بینی بزرگ و سر پایین " چانه باریک و البته لباس های خاص او کمک زیادی به خاص بودن مستربین داشته اند .
حضور در دوبله کارتون
- به حضور در کارهای کودکان علاقه خاصی دارد و در سال 1994 با حضور در کارتون (( شیرشاه )) به جای شخصیت (( زازو )) صحبت کرد که این شخصیت کارتونی شدیدا مورد توجه بچه ها قرار گرفت .
نفرت از پورشه
- با همه علاقه مستربین به ماشین های مختلف او به شدت از (( پورشه )) و پورشه سواران بدش می اید و این ماشین هیچ وقت جایی در میان کلکسیون ماشین های او نداشته است .
شخصیت بر جسته سال
- مستربین یکی از محبوب ترین شخصیت های کمدی تاریخ انگلیس و جهان شناخته می شود و او توانست در سال 1990 جایزه (( شخصیت برجسته سال )) را از شبکه بی بی .سی دریافت کند . ? ?
This Template Designed By mihandownload.com
کپي برداري از مطالب اين وبلاگ با درج منبع آن بلامانع است .